] که هیچ کس هم نمی‌تواند در آن تصرف بکند. تا خیانت بزرگان نباشد، دولتهای خارج نمی توانند تصرف بکنند. خیانت هست که اسباب این می‌شود که اینها راهشان را باز می‌کنند؛ مستشار می‌آورند - نمی‌دانم - کارشناس می‌آورند؛ از این بساط درست می‌کنند. این خیانت است که راه آنها را باز می‌کنند. اگر یک دولت غیرخائن باشد، راه باز نمی‌شود بر آنها که بیایند منافع ما را ببرند و حالایی که مملکت رسیده به خودمان ببینیم که یک مملکت آشفته و از بین رفته و همه چیزش از بین رفته، و باید همه با هم کمک کنند تا اینکه اصلاح بشود.
وظیفه سازندگی، واجب عینی
حالا از این به بعد تکلیف همه ما چیست؟ تکلیف همه ما این است که همه کمک کنیم برای ساختن این مملکت. شما در هر جا که هستید کمک کنید. ما هم اگر کاری ازمان برآید کمک بکنیم. کشاورزها هم کمک بکنند، کارگرها هم کمک بکنند؛ همه کارمندها هم کمک بکنند.
تا کمک همه نباشد نمی‌شود این خرابه را آبادش کرد. کمک لازم است. خیال نکند یک کسی که من یک نفرم، من یک نفر چه از من برمی‌‌آید. هر یک نفری به اندازه یک نفر از او کار می‌آید. به اندازه همان یک نفر مکلف است کارش را انجام بدهد. الآن همه ما، همه قشرهای این ملت، مکلفند که برای این مملکت کار بکنند، تا اینکه با کار اینها این مملکت اداره بشود؛ درست بشود. مملکت مال خودتان است. خودتان برای خودتان دارید کار می‌کنید.
و ان شاء الله من امیدوارم که همه ما به وظایفمان آشنا بشویم. و شما، که محلتان هم حساس است، ان شاء الله وظایفتان را خوب عمل کنید. و این کم کاری که گفته می‌شود در بین ادارات هست، ان شاء الله نباشد. بلکه گفته می‌شود گاهی بیکاری هست. امروز کم کاری مخالف با نهضت است. باید کار بکنیم همه‌مان. باید برای مملکتمان، برای کشورمان، که از خودمان هست الآن، الآن کسی در آن دخالت ندارد.