می‌خواست اسلام را از بین ببرد. ما دنبال این هستیم که اسلام تحقق پیدا بکند. دنبال اسم نیستیم که حالا که ما اسم جمهوری اسلامی پیدا کردیم کافی است برای ما. ما در هر یک از مواردی که هست، در تمام شئون مملکتمان، می‌خواهیم که احکام اسلام باشد، قرآن حکومت کند بر ما؛ قانون اسلام بر ما حکومت کند؛ هیچ کس دیگر حکومت نداشته باشد. و ما الآن بین راه هستیم؛ نرسیده ایم به مقصد.
وحشت اجانب از اسلام و روحانیت
مع الأسف می‌بینید که در اطراف، خصوصاً در اطراف شما، این مفسده جوها افتاده‌اند و می‌خواهند نگذارند این کار انجام بگیرد. اینها عمال خارجی هستند، اینها اشخاصی نیستند که برای ملت ما بخواهند دلسوز باشند، اینها می‌خواهند که این جمهوری اسلامی که از آن می‌ترسند و اربابانشان هم از همین جمهوری اسلامی، از اسم اسلام، می‌ترسند [نباشد] ولهذا عمالشان به این راه افتادند که لازم نیست جمهوری «اسلامی» باشد، خوب، «جمهوری» باشد؛ «جمهوری ایرانی» باشد؛ «جمهوری دمکراتیک» باشد. این برای این است که اینها از اسلام می‌ترسند، از اسلام آن چیزهایی که باید نبینند دیدند، اسلام تودهنی به آنها زد و بیرونشان کرد از مملکت! اینها از این می‌ترسند. ولهذا کوشش می‌کنند خودشان و عمالشان، که به هر صورت هستند، آنهایی که به هر صورت هستند، کوشش می‌کنند که این کلمه «اسلام» تو کار نباشد؛ هرچه می‌خواهد جایش باشد. اینها راضی هستند که هرچه جای کلمه «جمهوری اسلامی» هرچه می‌خواهید بگذارید؛ اسلام نباشد؛ دیگر هرچه می‌خواهد باشد! در مملکت ما روحانی قدرت نداشته باشد، ولو کمونیست قدرت داشته باشد! اینها دنبال این هستند. اینها از روحانی می‌ترسند، و از اسلام می‌ترسند. چون از اسلام می‌ترسند، از آن کسانی که مروج اسلام هست می‌ترسند، از منبری می‌ترسند، برای اینکه مروج اسلام است. از روحانی و اهل محراب می‌ترسند، برای اینکه مروج اسلام است. چون از اسلام می‌ترسند، هر چیزی که دنباله اسلام باشد، هر چیزی که ترویج از اسلام بکند، از آن‌