اعمال ما دفنش کنند. فکری برای این باید کرد.
شروع اصلاح جامعه از اصلاح خویشتن
تا ما خودمان را اصلاح نکنیم نمی‌توانیم بگوییم که ما یک اشخاصی هستیم که برای خدا داریم کار می‌کنیم؛ می‌خواهیم اصلاح کنیم مردم را. تا آقا خودشان صالح نباشند نمی توانند دعوت به صلاح بکنند. کسی که خودش خدای نخواسته پایش را کج می‌گذارد اگر به مردم بگوید پایت را راست بگذار مسخره‌اش می‌کنند می‌گویند اگر پا راست گذاشتن صحیح بود خودت بگذار! اگر شما، که پاسدارید و مدعی هستید که ما برای پاسداری خدمت می‌کنیم به اسلام می‌خواهیم خدمت کنیم، اگر خدای نخواسته همان طور که در رژیم سابق گاهی می‌ریختند منزل یک کسی و اثاثش را می‌بردند، زن و بچه‌اش را به زحمت می‌انداختند، اگر حالا هم از یکی از شما خدای نخواسته یک همچو چیزی صادر بشود، و دیگران جلویش را نگیرند و تربیتش نکنند، نهیش نکنند، این حربه را دست دشمن ما می‌دهد و می‌گوید پاسدارها این جوری‌اند. نمی‌گوید آن یک [چنین‌] آدمی بود؛ نمی‌گویند این یک روحانی ملبَّس به این لباس اینطوری است؛ می‌گویند آخوندها اینطورند و پاسدارها! این خطر را چه جور باید رفع کرد؟ ما الآن مواجهیم با این.
وظیفه امر به معروف و نهی از منکر
الآن مکلّفیم ما، مسئولیم همه‌مان، همه‌مان مسئولیم، نه مسئول برای کار خودمان؛ مسئول کارهای دیگران هم هستیم «کُلُّکم راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسؤُولٌ عَن رَعِیَّتِه‌» (1) همه باید نسبت به همه رعایت بکنند. همه باید نسبت به دیگران. مسئولیت من هم گردن شماست؛ شما هم گردن من است. اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتی؟ باید هجوم کنید، نهی کنید که چرا؟ اگر خدای نخواسته یک معمّم در یک جا