به طور صریح بنویسند، به طور کنایه می‌نویسند.
خوف دشمنان از اسلام
الآن خوف از این دشمن‌ها بیشتر از خوف از محمدرضا [است، با] محمدرضا جنگ بود و نزاع بود و زدوخورد بود، و - بحمدالله - زدید و بیرونش کردید؛ حالا جنگ نیست. الآن جنگ قلم است. الآن جنگ اعصاب است. آن جنگ نیست که آسان است. الآن یک همچو جنگی هست که در خارج و داخل قلمها را برداشته‌اند و می‌خواهند بر ضد اسلام چیزی بنویسند؛ نه بر ضد من و شما و زید و بکر؛ بر ضد اسلام! اینها از اسلام می‌ترسند؛ از من و تو نمی‌ترسند، اینها از اسلام می‌ترسند. اسلام بود که جوانهای ما را غلبه داد بر توپ و تانک و همه چیزها؛ بر همه قدرتها ملت ما را غلبه داد، اگر این پاسبانهای ما بعد از این غلبه، یک کاری بکنند که اسباب شکست اسلام بشود، این مسئولیتش غیر مسئولیت آدمکشی است؛ غیر مسئولیت گناههاست، این یک گناهی است که قابل بخشیدن نیست.
عرضه غلط اسلام، شکست اسلام
اگر ما اسلام را برخلاف آنطوری که هست نمایش بدهیم به خارج، عرضه کنیم به خارج، این شکست اسلام است، نه یک معصیت، قضیه معصیت نیست، این آنی است که انبیا سرش کشته شدند، آنی است که اولیا سرش کشته شدند. دینِ حق، دینی است که انبیا و اولیا کشته شدند سرش؛ اگر کسی یکی از انبیا را بکشد، یا اسلام را کاری بکند، این گناهش بالاتر از او هست. انبیا برای اسلام کشته شدند؛ این از نبی کشی بالاتر است! این از سید الشهدا کشتن بدتر است! سید الشهدا برای اسلام خودش را به کشتن داد. همان اسلامی که حالا دست ما افتاده، و مع الأسف بعضی از ما بازی می‌کنند با او!
باید اصلاح کنید، مسئولیت زیاد است آقا! خیال نکنید که مسئول نیستیم، من مسئول هستم؛ آن مسئول است، من عمّامه‌ای مسئولم، شمای غیر عمّامه‌ای هم همه مسئول‌اند، بازاری مسئول است، دانشگاهی مسئول است، همه مسئول هستیم. همه باید مراقب این‌