لباسی که باید یک فردی بپوشد که اسلامی باشد، ما این لباس را از او غصباً پوشیده ایم. باید ما فکر این مطلب باشیم. اول شرط روحانی بودن، چه آن قشر از روحانی که اهل منبر و خطبا هستند که سر و کار با روحانیت دارند، سر و کار با روح دارند، و چه آن قشری که اهل محراب و اهل تحصیل و اهل فتوی و همین چیزها هستند، این یک مسئله‌ای است که برای همه سنگینی دارد و مشکلات دارد. و برای همه هم مسئولیت دارد؛ منتها مسئولیتها کم و زیاد دارد. یک کسی است فرض کنید که اگر چنانچه یک خلافی بکند، یک مملکت به واسطه خلاف او یک وقت خدای نخواسته به اعوجاج کشیده می‌شود. یک وقت یک کسی است که یک شهر، یک وقت یک کسی است که یک ده، یک وقت یک کسی است که یک مسجد، البته فرق می‌کنند اینها لکن همه مشترک‌اند در اینکه مسئول هستند؛ و همه مشترک‌اند در اینکه باید از این مسئولیت درست از کار درآیند. الآن یک رژیم اسلامی به حسب رأی همه مردم.
رژیم ما دیگر رژیم سلطنتی نیست، جمهوری اسلامی است، اما آن قدری که تا حالا واقع شده است همین است که ما رأی دادیم به یک مسئله‌ای، و دنیا هم ایران را شناخت به اینکه جمهوری اسلامی است. اما محتوای این جمهوری اسلامی، که یک مقداریش مربوط به دولت است و دستگاه‌های دولتی که آن الآن محل صحبت ما نیست، یک قسمت مهمش هم مربوط به این بنگاه است: به این بنگاه روحانیت است. ما باید این بنگاه روحانیت را یک کاری بکنیم که اسلامی بشود؛ و ما بتوانیم بگوییم که ما در جمهوری اسلامی واقع شدیم. ما حالا دیگر آزاد هستیم، اختناق نداریم، و مسائل اسلامی را آنطور که باید می‌گوییم، آنطور که باید عمل می‌کنیم، پیشتر نمی‌توانستیم و آزاد نبودیم، منبر آزاد نبود، محراب آزاد نبود، حالا آزاد شدیم، اما نه آزاد به اینکه حالا بخواهیم هر چه دلمان می‌خواهد بگوییم و هر چه بخواهیم بکنیم. نه، آزادیم که پیشتر نمی توانستیم عمل به اسلام [بکنیم‌] و مقاصد اسلامی را بگوییم، حال آزادیم که مقاصد اسلامی را بگوییم.
الآن همه چشمها دوخته شده است به این مملکت. و شاید بیشتر به این بنگاه که این‌