از خدا در او راه نداشت. ضربتی که از آن قلب سرچشمه بگیرد، تصمیمی که از آن قلب سرچشمه بگیرد، این ارزشش همان است که فرموده است که افضل از همه چیزهایی که در عالم واقع شده است. البته برای ماها و بالاتر از ماها این مقام میسور نیست؛ لکن تا آن حدودی که میسور است ما باید کوشش کنیم. حالا که نشد، هیچ نباشد! حالا که ما نمی توانیم حضرت امیر - سلام الله علیه - باشیم، شیعه‌اش هم نباید باشیم؟! نه، خود ایشان هم فرمودند که شماها نمی‌توانید این طور باشید؛ لکن اعانت کنید مرا به تقوا، و به امثال ذلک.
روحانیون، سخنگویان اسلام
باید شما سخنگوی اسلام باشید، این شغل شماست و این شغل اگر واقعیتی داشته باشد، از همه شغلها بالاتر است؛ برای اینکه مقاصد اسلام با زبان شما ادا می‌شود، همه مقاصد اسلام؛ و مسئولیتش از همه چیز زیادتر است. اگر خدای نخواسته یک نفر از کسانی که ادعای اهل منبری می‌کنند یا محرابی، یا در منبر می‌روند و یا در محراب، اگر چنانچه آن کسی که منبر می‌رود زبانش یک وقتی یک زبانی باشد که برخلاف مسیر اسلام باشد، این غیر از یک آدم عادی است که توی دکانش یک خلافی می‌کند؛ یک کمفروشی می‌کند؛ این خطر، خطر به مکتب است. شماها سخنگوی اسلام هستید، اگر سخنگوی اسلام یک چیزی بگوید که با برنامه اسلام مخالف باشد، با مقاصد اسلام مخالف باشد، این مسئولیتش غیر از آن مسئولیتی است که یک نفر آدم عادی یک چیزی می‌گوید. یا باید این ادعا را نکنید و این شغل را قبول نکنید، یا اگر قبول کردید و این ادعا را کردید؛ باید سرش بایستید، همه‌مان، همه ما. الآن این لباسی - که الآن شعار است، لباس اسلام است، شعار است، لباس روحانیت است - که ما این لباس را پوشیدیم، به لوازم این لباس باید التزام پیدا بکنیم. دنبال این باشیم که شئون این لباس - که ما می‌گوییم لباس اسلام است - شئون این را باید حفظ بکنیم. اگر خدای نخواسته ما شئون این را حفظ نکنیم، لباس، یک لباس غصبی است. ما قاچاق هستیم آن وقت! برای اینکه‌