تمام شد، حالا یک وقت دیگر نزدیک دارد می‌شود، آقای شمس آبادی (1) را پیش کشیدند! شاید هم خودشان کشتند تا پیش بیاورند. بعد این هم یک خرده‌ای کم شد، شریعتی (2) را پیش کشیدند، هِی دامن بزن! از این‌ور تکفیر؛ از آن‌ور تمجید. هر دو طایفه غافل از اینکه کی دارد کلاه سرشان می‌گذارد! هر دو طایفه غافل. هر دو برای خدا، یعنی محرابی و منبری، و عرض می‌کنم، چیزی که اشکال می‌کرد می‌گفت که برای خدا دارد دین خدا از دست می‌رود! آن جوان چه و چه می‌گفت: نه باز هم او برای خدا، این ما را آشنا کرد به اسلام. هر دو کلاه سرتان رفته و آنها نتیجه بردند و الآن فکر این هستند. همین که این صدا را بلند کنند، تکلیف منبری و محرابی این است که یک کلمه راجع به این مسائل حالا صحبت نکنند. الآن روز این مطلب نیست. الآن روز این است که شما همه قوایتان را روی هم بگذارید و آن که باید برای مجلس خبرگان تعیین بشود، انتخاب کنید و مردم را وادار کنید که اینها را منتخب کنند.
وظیفه ملت، انتخاب خبرگان اسلام شناس و دلسوز
اگر امروز چهار نفر از این مُعْوَجها (3) بروند در این مجلس خبرگان، ممکن است این چهار نفر آدم توطئه چی مطّلع از مسائل خارج، این دیگران را هم، بسیاریشان را تحت تأثیر قرار بدهند. باید شماها، همه ما، شماها کوشش کنید به اینکه اشخاصی که انتخاب می‌شوند اشخاصی باشند مطّلع براسلام، اشخاصی باشند دلسوز برای اسلام، اشخاصی که معتقدند که اسلام می‌تواند استقلال ما را حفظ کند و اسلام می‌تواند آزادی ما را حفظ کند، اسلام می‌تواند ما را ترقی بدهد، اسلام می‌تواند که اقتصاد ما را حفظ کند. یک اشخاصی معتقد به اسلام که قبول کرده باشند اسلام یک مکتب مترقی است و مملکت ما باید اسلامی بشود. یک همچو اشخاصی اگر رفتند و قانون اساسی ما را - عرض می‌کنم -