توجه نکردند. برای همین معنا که محتوا را غربیها کشیدند؛ و به جای آن تزریق غربیت کرده‌اند لهذا همه چیز را می‌گویند از آنجا بیاور. خوب، شما می‌خواهید یک خیابان را اسفالت کنید شما ندارید اشخاص که خیابان اسفالت کنند شما می‌خواهید یک سمپاشی بکنید، ندارید اشخاص، شما می‌خواهید یک - عرض می‌کنم - کارخانه را راه بیندازید یک جایی، دارید اشخاص، لکن شما را از اشخاص خودتان جدا کردند؛ از شخصیت خودتان جدا کردند.
قوانین اسلام، غنی ترین قوانین جهان
ما می‌توانیم خودمان را اداره کنیم؛ و بهتر هم می‌توانیم. شما خیال نکنید که غرب خبری هست. در آنجا خبری نیست. ما نمی‌گوییم که آنها کارخانجات ندارند؛ آنها درست کردند همه اینها را، اما اساس انسانیت در آنجا نیست. اینها هرچه درست کردند یعنی هرچه نه - بسیاری از چیزهایی که درست کرده‌اند، بر ضد انسانیت درست کرده‌اند. این غرب است که دارد اساس اخلاق انسانی را از بین می‌برد، این غرب است که دارد شخصیت انسانیت را از بین می‌برد؛ و ما خیال می‌کنیم که غرب همه چیز دارد. حالایی که غرب اتومبیل درست کرد، پس باید غرب همه چیز داشته باشد. در قوانین، ما قوانینمان غنی تر از همه قوانین عالَم است. قوانین اسلام آن قبل از اینکه شما ازدواج کنید، برای ازدواجتان ترتیب درست کرده برای اینکه این ازدواج طریق این است که آدم درست بشود با آن، از آنجا شروع کرده است. شما حالا می‌خواهید ازدواج کنید، هیچ قانونی در عالَم کار به این ندارد که شما می‌خواهید ازدواج کنید چه جوری بکنید. شما ثبت کنید، در اداره‌ای که باید آنها ازدواج را ثبت کنند [ثبت‌] بکنید، باقی آن به خودتان مربوط است. اسلام از قبل از اینکه شما ازدواج کنید، تصرف کرده، توجه کرده، که این ازدواج مبدأ یک بچه است. این بچه باید درست بار بیاید. نظیر یک کشاورز بسیار عطوفت دار به اینکه کشاورزی‌اش خوب بشود، از اول زمین را یک زمین صالحی درست می‌کند؛ آب را یک آب صالحی درست می‌کند؛ کشت را و تخم را یک تخم‌