می‌شود. وقتی کشاورز دید که خانمها از خانه‌ها پاشده‌اند، از اروپا، اینجا هم همین طور، از دانشگاهها و از دانشکده‌ها و از مراکز تحصیل جوانها ریختند، زن و مرد - در تلویزیون دیشب هم نشان داد این را - من دیدم ریخته‌اند اینجا و دارند کمک می‌کنند به اینها، در روحیه این کشاورزها چه قدر این تأثیر دارد؛ چه قدر اینها را آقا می‌کند که می‌بینند خدمه اینها عبارت از دکتر است و مهندس؛ آمدند کمک کار هستند. این ارزشش خیلی است. شما هم که الآن می‌گویید ما مهیَّاییم، این یک تحولی است که خدا این تحول را پیدا کرده. قلب شما پیشتر اصلاً دنبال این مسئله نبود؛ حالا آمده. کی آورده این را؟ مقلّب القلوب خداست. خداوند قلبهای شما را این طور کرده است که می‌خواهید بروید روستاها کمک کنید. آموزش، پرورش غیر آن وضعی که سابق بود که اگریک دسته ازسازمانی را می‌خواستند بفرستندآنجا، به اسم نمی‌دانم کذا، برای تبلیغ برای خودشان، حالا دیگر تبلیغی تو کار نیست. هیچ کس از کسی تبلیغ نمی‌کند. شما به طبیعت خودتان می‌خواهید بروید کمک کنید، آموزش بدهید، پرورش کنید و امثال ذلک.
اداره مملکت بدست خودِ ملت
ان شاء الله خداوند همه شما را حفظ کند و موفق کند که خدمت بکنید به کشور خودتان. مملکت مال خودتان است دیگر، دیگر دستهای آنها برید، دیگر همت کنید که اداره کنید مملکت خودتان را تا نگویند نمی‌توانند؛ ایرانیها نمی‌توانند مملکتشان را اداره کنند؛ یک کسی دیگر می‌خواهد که بیاید سرپرستی کند. فضولها الآن باز هم هستند. آنهایی که نقشه کشند باز هم هستند. خودتان بچسبید به مملکتتان؛ و با قدرت خودتان. هر که در هر جا هست خوب عمل کند. آقا (1) در محراب خوب عمل کند؛ و شما در دانشگاه خوب عمل کنید؛ و ما هم تو مدرسه خوب عمل کنیم. همه با هم دست به هم بدهیم که درست عمل بکنیم. و ان شاء الله مملکت مال خودتان است.