اینکه توجهشان را منصرف کرده بودند به یک جای دیگر. یک روح جوان تازه رسی که الآن وقت شهواتش هست، اگر مسائل شَهَوی برای او به آن طور رایج بشود و مسائل جدّی به آن طور مَغفولٌ عنه (1) بماند، بالأخره این جوان آن طور بار می‌آید. دیگر در زمان پیریش هم که به درد نمی‌خورد، کاری از او نمی‌آید. آن وقتی که نیروی جوانی است و باید به کار بیاید، آن وقت این نیروی جوانی منحرف است؛ که تهی شده از آنی که بوده و یک چیز دیگر جایش نشسته.
مسائل دیگر زیاد هست، از قبیل همین مسائل غربی و غربزدگی، و اینها اینها هم بساط طولانی دارد. بالاخره اینها با تمام وسائل حساب کرده - که نقشه‌هایش بسیار محتمل است که از خارج ریخته می‌شود و آنهایی که می‌خواهند منافع ما را ببرند - آنها نقشه می‌دهند، اینها اجرا می‌کنند؛ یا کارشناسها می‌آیند اینجا و نقشه می‌دهند و اجرا می‌کنند. اینها یک مسائل حساب شده‌ای است و روی یک مقاصد پلیدی که خارجیها داشتند و خود دستگاه داشت. الآن ان شاء الله امیدواریم که این مسائل یک مقداری حل بشود. دست آنها - بحمدالله - الآن کوتاه است؛ و امیدواریم که تا آخر کوتاه باشد. رژیم رفته است، و امیدواریم که دیگر برنگردد و نخواهد برگشت.
رادیو و تلویزیون باید آموزنده باشد
حالا باید جدی بگیرید مسائل را، از آن هزل و شوخی و عرض می‌کنم که مسائل غیرجدّی برگردید به آن مسائل جدّی، مملکتتان را اداره کنید؛ خودتان باید اداره کنید. دستگاه تلویزیون یا دستگاه رادیو که آموزنده باید باشد، قدرت بدهد به جوانهای ما، جوانهای ما را نیرومند کند، نباید دستگاه تلویزیون جوری باشد که ده ساعت موسیقی بخوانند. جوانی که نیرومند هست از نیرومندی برگردانند به یک حال خُمار و به یک حال خَلْسَه، (2) مثل همان تریاک می‌ماند این هم اینقدر با او فرق ندارد، این یک جور