ما را کشیدند به مراکز فحشا، جوانهای ما را کشیدند به مراکز فحشا؛ کشیدند به مراکزی که مغزهای آنها را تهی کردند. یک آدمی که در این نحو سینماهایی که پیش بود - حالا من نمی‌دانم وضعش چه جوری است، آن وقت سینماهایی که بود که همه آن دستگاه فساد بود - دیگر یک جوانی که می‌رفت در آنجا، پنج روز، ده روز می‌رفت، عادت می‌کرد به این، دیگر نمی‌توانست جدّی یک عملی بکند، این دیگر نمی‌توانست فکرش را متوجه بکند به اینکه نفت ما را دارند می‌برند و همه چیز ما را، دارند، حیثیت ما را دارند می‌برند و ما مشغول اینکه سینما را تماشا بکنیم یا نمی‌دانم ستاره سینما را! مجلاتمان این طور، سینماهایمان این طور، همه چیزمان این طور شده بود، و ما را اصلاً خودمان را از بین بردند و یک چیز دیگر جای ما نشاندند - مملکت ما متبدل شده بود به یک چیز دیگری.
روشنفکران و وحدت ملی
الآن که در این نهضت بسیاری از قشرها آن وضع سابقشان [را] رها کرده‌اند، متبدل شدند، این حقوقدانان، این روشنفکرها، این کذاها، اینها چرا نمی‌آیند ملحق بشوند به همین جمعیتها و با همینها در کارشان چرا همه دست به هم نمی‌دهند؟ نوشته‌هایشان جوری باشد که وحدت کلمه ایجاد کند، گفته‌هایشان [این‌] جوری باشد؛ جمعیتهایشان این طور باشد. چرا می‌روند توی مجلس، نمی‌دانم، وکلا، می‌گویند که اسلام حالا به درد نمی خورد؟ جز این است که می‌خواهند فساد کنند؟ ولو یک کلمه مفتی که یک کسی بگوید، که در کسی تأثیر نمی‌کند، اما خود این معنی نشان این را می‌دهد که رشد نیست. الآن اگر این تمیز می‌داد که این اسلام بود که همه شما را از خارج کشید به اینجا و حالا آزاد شدید، این اسلام بود که شما را از انزوا بیرون آورد، شما همه توسری خور سازمان امنیت بودید، شما همه نمی‌توانستید اظهار وجود بکنید، حالا که اسلام آمده و شما را از زاویه‌ها بیرون کشیده، و از خارج، داخل کرده، واردتان کرده در میدان عمل، حالا بر ضد همان اسلامی که همچو خدمتی را به شما کرده است، قیام کردید؟ این باید اسمش را