برای خودش بکشد و اظهار وجود می‌کند. آقا، ما نمی‌توانیم در مقابل اسلام اظهار وجود بکنیم. اشتباه است این! جز این معنی که یک تشتّتی پیدا بشود و یک اختلافاتی پیدا بشود و یک - عرض می‌کنم که - تأخیری نهضت را عقب بیندازد. شما خیال نکنید این پیش نمی‌رود، پیش می‌رود ان شاء الله. لکن عقب می‌رود با اختلافاتی که پیدا بشود و اشخاص روشنفکر، اشخاص صاحب قلم، اشخاص صاحب اطلاع و فکر، اینها آدم بعضیشان را می‌بیند که قلمها را برمی‌‌دارند هر چه دلشان می‌خواهد می‌نویسند، و موجب تشتت می‌شوند. همین هم که می‌گویند وحدت، وحدت، وحدت، همینها وقتی که قلم دستشان می‌گیرند و مطلب می‌نویسند، یک وقت دیدیم که حمله کردند به یک مسئله‌ای از مسائل که مردم به آن مسئله علاقه مند هستند و ایجاد اختلاف می‌کنند. چرا باید این طور باشد؟! اگر اینها واقعاً راست می‌گویند که ما مملکت را می‌خواهیم، ملت را می‌خواهیم، استقلال را می‌خواهیم، چرا باید این طور باشد که قلمهایشان برخلاف مسائلی است که ادعا می‌کنند؟! اولِ کلام می‌گویند باید این مملکت با هم متحد باشد، آخر کلامشان می‌بینید که یک کلمه‌ای گفته است که اسباب تشتت می‌شود! این اطراف دریا و آن فضاحت. اطراف دریا را یک مرد - نمی‌دانم، حالا من که نمی‌شناسم - در مجله گفته: جدا بودن زنها از مردها «ارتجاع» است! «تمدن» این است که پسرها و دخترها تو دریا به هم‌ور بروند! این تمدن است؟!
ادعای پوچ تمدن در رژیم سابق
این تمدنی است که پنجاه سال حالی ما کردند که این معنای «تمدن» است! پنجاه سال به مغزهای ما تزریق کردند که تمدن عبارت از اینهایی است که کردند. سینمایش بروید، تمدنش عبارت از این است که آن، دستگاهِ وقاحت بود. مجلاتش این طور و روزنامه‌هایش این طور، رادیو و تلویزیونش این طور، همه این طور بودند. و ما از این ضرر دیدیم، همه‌مان از این ضرر دیدیم، دیدیم که زندگی ما را به هم زدند، نیروی انسانی ما را عقب زدند. نیروی انسانی ما الآن کم داریم. برای چه؟ برای اینکه پنجاه سال‌