همفکری جناحها و وحدت کلمه
و - بحمدالله - در این نهضت به قدر زیادی جلو رفتیم ما. به مقدار زیادی همه با هم همفکر شدیم. و همین همفکر شدن جناحها که دنبال همفکر شدن این دو تا قدرت، مردم هم تبعیت کردند و همه متصل شدند. این پیروزی بزرگ حاصل شد که کسی احتمال نمی‌داد که یک مشت مردمی که هیچی ندارند، طلبه‌ای که باید درس بخواند و کتاب دستش باشد، عرض بکنم که دانشگاهی که مشغول درسش و کتابش هست، بازاری که مشغول کسبش هست، هیچ کدام نه اهل تفنگند و نه اهل مسلسل. یک همچو مردمی را خداوند مسلط کرد بر یک همچو قدرت بزرگی، برای اینکه اختلافات کنار رفت و همه با هم شدند، و همه هم یک راه رفتند، و آن راه اینکه ما اسلام را می‌خواهیم، که ما همه جمهوری اسلامی را می‌خواهیم و ما رژیم پوسیده شاهنشاهی را اصلاً نمی‌خواهیم، ما رژیم اسلامی می‌خواهیم. این نکته و رمز پیروزی یک ملتِ فاقد همه چیز با یک قدرتی که دنبال سرش تمام قدرتها بود. شما خیال نکنید که فقط امریکا دنبالش بود یا شوروی. نخیر، ممالک اسلامی هم بودند. من می‌دانم. همین ممالک اسلامی که حالا هی می‌گویند «طاغوت، طاغوت» همینها آن وقت پشت او بودند. و دنبال همان بود که از این سرکویت تا آن سرکویت اجازه ندادند من عبور کنم، گفتند از اینجا که آمدی باید برگردی و برگرداندند.
عراق هم نتوانست تحمل کند ما را. این برای این بود که دنبال او بودند و می‌خواستند حفظ قدرت را بکنند. لکن خدا خواست که ملت ما - بحمدالله - بیدار شد، و ملت ما با مشت خالی، لکن با قدرت ایمان همه اینها را شکست و از بین برد. اینها را می‌گویم برای اینکه نمی‌خواهم قبل را ما ملاحظه کنیم.
ما حالا تکلیف را باید بدانیم. همیشه باید جلو را آدم نگاه کند. عقب چه شد، هر چی بشود، جلوی پایمان را الآن باید نگاه بکنیم. باید این قدرت را حفظ کنیم، اگر شما بخواهید پیروز بشوید. تبلیغاتی که می‌آید در دانشگاه بر ضد اسلام می‌شود، بر ضد نهضت می‌شد، نمی‌گذارد درس بخوانید، نمی‌گذارد توی کلاسها بروید؛ تمام اینها همان‌