عراق و سوریه و یمن و همه اینها از اروپا هم یک مقداری بود، این مرد بزرگ در عین حالی که سیطره بر همه این ممالک داشت، با مردم چه طور رفتار می‌کرد؛ با ضعفا، با مستضعفین، چه جور رفتار می‌کرد؛ زندگی خودش چه طور بود. البته او یک مردی بود که معجزه بود، کسی نمی‌تواند مثل او باشد، لکن حکومتها می‌توانند عبرت بگیرند که تعدیل کنند کار خودشان را، آن طور حکومت می‌کرد، ملت هم با او آن طور بودند. الآن مشهود است این در ایران؛ حکومت از خود مردم است، به مردم تعدّی نمی‌کند، خیرِ مردم را می‌خواهد، مردم هم خیر او را می‌خواهند؛ پشتیبانش هستند. اگر همه حکومتها سیره خودشان را تغییر بدهند و با مردم این طور باشند، این حل یک مشکل می‌شود و آن حل مشکل حکومتهاست.
حج، راهی برای تفاهم همه اقشار مسلمان
یک مشکل دیگر عدم رابطه بین ملتهاست. ملتها با هم روابطشان یا هیچ نیست، یا کم است. تمام مؤمنین به حسب فرمان خدا برادرند؛ برادرها باید از حال برادرها مطّلع باشند. برادرها باید مشکلات برادرشان را حل کنند. اسلام در عین حالی که نقشه این مطلب را، که تفاهم بین همه قشرها باشد، کشیده است، و آن مسئله حج است، فریضه حج که تمام کشورهای اسلامی را موظف کرده است که افراد مستطیعشان بروند به مکه، آنجا هم مواقف متعدده فراهم کرده اسباب را که تفاهم باشد، مسلمین مع الأسف غفلت دارند. اگر دولتها بخواهند یک مجلسی را از دویست نفر آدم از بلاد مختلفه جمع بکنند، چه زحمتها و چه خرجها باید تحمل کنند تا اینکه دویست نفر جمع بشود در یک نقطه‌ای بخواهند که یک محفلی در آن نقطه درست کنند، خدای تبارک و تعالی یک محفل چندین میلیونی برای مسلمین تهیه کرده است و گفته است بروند همه در آنجا، و همه هم برادرند. مؤمنها اخوه هستند، برادرند، و چنانچه این برادرها به حال هم رسیدگی نکنند، این قصور از اسلام نیست؛ قصور از ماست.
اگر ما آن مواقفی که اسلام قرار داده است و مردم را هدایت کرده است به آن‌