اینها کردند و رفتند؛ قرضهای زیادی گذاشتند، نیروی انسانی ما را عقب زده بودند، اقتصاد ما راور شکسته کرده بودند، ارتش به یک صورت دیگر در آمده بود، همه قوا و همه جهات در هم و بر هم، همه وزارتخانه‌ها یک جاهای بسیار ناراحت کننده.
نیاز به فرصت برای بازسازی کشور
و حالا که انقلاب حاصل شد و می‌خواهید همه چیز منقلب بشود دیگر، همه چیز بخواهد منقلب بشود، - نمی‌شود - که یکدفعه شما فرض می‌کنید که ما می‌خواهیم همه وزارتخانه‌هایی که هستند - اینها - اشخاصی که در آنجا مثلاً طاغوتی بودند، اینها عوض بشوند، و یک اشخاص دیگر بیایند. اینها پنجاه سال زحمت کشیدند که ما آدم نداشته باشیم! حالا دولت به زحمت افتاده است که چه بکند، گردش می‌کنند این طرف، آن طرف، یکی را برمی‌‌دارند، یکی را می‌گذارند، بخواهند یکدفعه در را باز کنند و بگویند همه بروید، خوب، به هم می‌خورد اوضاع، به تدریج اینها دارند عمل می‌کنند. دولت، شب و روز زحمت می‌کشند، اینها حسن نیت دارند؛ زحمت می‌کشند؛ لکن اموری است که با تدریج باید درست بشود. به این زودی نباید ما توقع داشته باشیم که یک رژیمی رفته و همه چیز را هم خراب کرده و این همه هم قرض گذاشته برای این مملکت، حالا تا این پایش را بیرون گذاشت تمام کارها درست بشود! و البته آنهایی که طمع به این مملکت دارند به این زودی دست بردار نیستند، آنها توطئه می‌کنند، اسباب فساد ایجاد می‌کنند، اسباب شلوغی و ناراحتی ایجاد می‌کنند، نمی‌گذارند کِشت بشود، وقتی کشت شد، نمی‌گذارند بردارند، وقتی برداشتند می‌سوزانند. اینها همه اموری است که بعد از انقلاب هست در کار. شما نباید قدرت ایمانتان را هیچ در آن تزلزل ایجاد کنید، شما قوی باشید، شما پیروز هستید، اینها هم رفتنی هستند. منتها تحمل زحمت می‌خواهد. شما پنجاه سال ظلم کشیدید و حرف نزدید، نتوانستید هم حرف بزنید، پنجاه سال از شهربانی و از ارتش و از ژاندارمری و از سازمان (1) بالخصوص همه ما رنج بردیم، همه