اداره بکند ندارد، و محتاج به این است که یک کسی، یک قیّمی، بیاید او را اداره بکند! و می‌خواهند همان مسائل را برگردانند.
تلاش برای استقرار حکومت اسلامی
امروز روزی است که ما، همه برادرها، برادرهای مرزنشین و مرکزنشین، با هم همان طوری که در ابتدای نهضت همه با هم بودید و همه با هم این نهضت را پیش بردید، از حالا به بعد هم این نهضت را پیش ببرید، به طوری که یک حکومت اسلامی مستقر [شود.] الآن یک حکومت انتقالی است، باید قدرت را انتقال بدهد، یک حکومت اسلامی مستقر ما پیدا بکنیم با قوانین اسلام. آن وقت خواهید و خواهند دنیا فهمید که آن رژیمی که عدالت پرور است، آن رژیمی که برای دهقان بیشتر مقام قائل است تا برای بالاتریها، آن رژیم اسلام است. آن رژیمی که اصلاً در آن گروهها و زبانها، هیچ در آن مطرح نیست اسلام است. ما باید کوشش کنیم که این مطلب را به دنیا ثابت کنیم که مملکت ما یک مملکتی است که متحول شد از رژیم طاغوتی به رژیم اسلامی - انسانی و محتوایش، واقعش تغییر کرده، تحول واقعی فقط اسم نبود که ما بگوییم جمهوری اسلامی. نه، ما می‌خواهیم تمام قواعد اسلامی همان طور که در صدر اسلام بوده است در ایران تحقق پیدا بکند و ما ارائه بدهیم به دنیا که اسلام این است؛ اسلامِ مترقی این است؛ احکامِ مترقی اسلام این است. آنکه به حال مستمندان و ضعفا بیشتر عنایت دارد تا به حالِ دیگران، آنکه طرفدار مستضعفین است، آن رژیمی که می‌خواهد مستضعفین را از قید و بند آن گرفتاریها بیرون بیاورد، آن اسلام است. آنکه پیشش اصلاً مطرح نیست مرزنشینی و مرکزنشینی، بالانشینی و پایین نشینی پیشش مطرح نیست، اسلام است. آنکه وقتی حکومتش، رأسش مثل رسول الله - صلی الله علیه وآله و سلّم - وقتی که با اینکه رأس بود، با اینکه اداره یک کشور می‌کرد، وقتی که می‌آمدند در یک مجلسی که نشسته بودند اصحاب حضرت و حضرت نشسته بودند، بالا و پایین معلوم نبود. می‌آمد و می‌گفت کدام یکیتان پیغمبر هستید؟ از باب اینکه دور می‌نشستند اصحابشان با خودشان، همه با هم دور هم می‌نشستند، یکی بالا و یکی پایین، یکی این زیرش باشد