میلیون جمعیت بگردید، این طرف و آن طرف، چند نفر پیدا کنید که دولت تشکیل بدهند. یک نفر بخواهید پیدا کنید رئیس جمهور بشود، باید شمع بردارید و دور همه جا بگردید و آیا چه بکنید. اینها نیروی انسانی را بکلی نه به باد دادند، منحرف کردند. یک وقت این است که نیروی انسانی به باد داده شده، یک وقت یک نیروی مقابل با نیروی انسانی درست کرده‌اند! یعنی انسانی که باید متکی به خودش باشد، متکی به ملتش باشد، متکی به عقایدش باشد، این را متحول کردند به یک نیرویی که متکی به غرب است؛ به یک نیرویی که خودش را از دست داده، به خیال خودش، خودش هیچ نیست؛ هر چه هست خارجی‌ها هستند. نه اینکه نیرو را ما از دست داده ایم، نیروی مضادّ با نیرویی که ما باید داشته باشیم به جای آن نیرو نشسته. درست یک انسانی که باید متکی به خودش باشد و به فرهنگ خودش باشد و به رژیم خودش، این را متحولش کردند به یک آدمی که بدبین شده است راجع به فرهنگ خودش؛ راجع به نیروی ملت خودش؛ راجع به همه اینها بدبین شده است؛ خودش را از دست داده و به جای یک انسان شرقی، یک آدم غربی است. مصیبت اینجا این است که سالهای طولانی می‌خواهد تا این غربزده‌ها برگردند به حال طبیعی، نه به حال یک انسان مترقی، به حال یک انسانی که هیچ نیست، حالا می‌خواهد از سر شروع کند. این خیلی طولانی است که یک شستشوی مغزی داده بشود به این ملت که یعنی آنهایی که در این امور وارد بودند، که اینها برگردند به آن حالی که در اول - قبل از اینکه غربزده بشوند - داشتند. این یک مشکله‌ای است که شاید از همه مشکلهای ما زیادتر باشد و خیلی هم از این مشکلات داریم.
لکن ما هم نظیر حرف چرچیل را می‌گوییم: ما به نفت اتکا نداریم؛ ما اتکا داریم به اینکه می‌گوییم پیروزی مال آن کسی است که ملت با او موافق است و ملت با اسلام و با سعادت اسلامی، با جمهوری اسلامی موافق است. بنابر این، ما هیچ خوفی از این ریشه‌هایی که حالا دارند انقلابات می‌کنند نداریم، منتها اگر خوفی باشد، برای این است که شلوغ می‌کنند، ناراحت می‌کنند، دولت را ناراحت می‌کنند؛ ملت را ناراحت می‌کنند، و الّا اینها یک چیزی که ما بتوانیم بگوییم مشکلی است و نمی‌شود حلّش کرد، نیست.