رضا شاه بدتر بود قضیه، گرفتار شدیم، زمان این (1) هم بود - و آنی که می‌شود منحرفش کرد منحرفش کنند. آنی که نه، انحراف عقیدتی می‌توانند در او تأثیر بکند، آنها را بیایند و سرگرمشان کنند به یک مسائلی، به دستجات زیادی. شماها را سرگرم کنند به همان محیط که خودتان دارید. و جوری وضع را پیش بیاورند که شما به مسائل سیاسی کم توجه کنید، یا نکنید. یک دسته‌های زیادی هم از جوانهای ما را، برای اینکه منحرفشان کنند از اساس، به مراکز فحشا کشیدند که بیشتر جوانهای ما از این راه انحراف پیدا کردند. مراکز فحشا در همه جا، و خصوصاً در شهرهای بزرگ، و بالاخص در تهران، مراکز زیاد برای فحشا و برای آن کارهایی که می‌دانند درست کردند، دامن زدند، آسان کردند رسیدن به شهوات را. رادیو و تلویزیونی که باید مربی جوانها باشد منحرف کننده شد. سینما و تئاتر که باید مربی جامعه باشد منحرف کننده شد.
با تمام قوا کوشش کردند که این ملت را اولاً از هم جدا کنند، تکه تکه‌اش کنند؛ سنخ دانشگاهی علی‌ حده برای خودش یک مطلبی باشد؛ روحانی علی‌ حده باشد؛ ورزشکار علی‌ حده باشد؛ بازاری علی‌ حده؛ همه را تکه تکه کنند. و آنقدری که می‌توانند منحرف کنند، و نیروی جوانی را به باد بدهند.
آثار غربزدگی
و یک راه دیگر هم قضیه تبلیغات دامنه داری برای ترقیاتی که در غرب هست، که جوانهای ما را غربزده کنند؛ اعتماد به کشور خودشان را از آنها بگیرند؛ اینها دیگر اتکال به خودشان نداشته باشند؛ هر صحبتی که می‌شود، صحبت از غرب پیش بیاید، خیابانها را به اسم آنها اسم گذاری کنند، میدانها را به اسم آنها اسم گذاری کنند، مراکز علم را با اسم آنها چه بکنند. جوری تربیت کنند این ملت را که خودش را ببازد و خودش را از دست بدهد؛ به جای آن یک آدم غربی بنشیند. یک آدم اسلامی شرقی که باید متکی به خودش باشد، متکی به مکتب خودش باشد، این را شستشو کنند، شستشوی مغزی به