که آن وقت مجتمع شده بودند، باز حالا دوباره مشغول شدند، و آن وقت هم با حزب بازی و احزاب متعدده و اینها. و مع الأسف احزاب هم که در این ممالک پیدا می‌شود همه مخالف با هم و همه توی سر هم می‌زنند! نباید حالا مردم یک همچو کاری ر بکنند.
خیانت در تضعیف نیروهای خدمتگزار
اقشار ملت ما باید همه دست به هم بدهند این مملکت را نجات بدهند؛ نه اینکه حالا بنشینند هر چه می‌خواهند به دولت حمله بکنند؛ هر چه می‌خواهند به ملت حمله بکنند؛ هر چه می‌خواهند به مجلس خبرگان حمله بکنند؛ هر چه بخواهند به کمیته‌ها و هر چه بخواهند به پاسداران و سپاه پاسداران و هر چه بخواهند به اینها حمله بکنند، و تضعیف بکنند. امروز تضعیف ملت و پاسدار و این قشری که الآن مشغول خدمت هستند خیانت به این مملکت است. باید ما دست برداریم از این افکاری که داشتیم و داریم که ما هر چه دلمان می‌خواهد بنویسیم، چون خوب می‌نویسم فکر نباشم، فکر این نباشم که چه چیز می‌نویسم! گاهی نویسنده‌ها اینطوری هستند! نویسنده‌اند، خوب چیز می‌نویسند، لکن چیزِ خوب نمی‌نویسند. یک مسئله مُضرِّ به مملکت را خیلی قشنگ و آب و تاب دار و طوری که پسند مثلاً بعضی جوانها باشد می‌نویسند، لکن محتوایش مُضر به مملکت.
آقایان، به خود بیایید! نویسنده‌های ما، گوینده‌های ما، روشنفکرهای ما، این مملکت حالا از خودتان هست؛ بنشینید همه دست به دست هم بدهید با این قشرهایی که مشغول فعالیت هستند شما هم فعالیت کنید. این بیچاره‌هایی که خانه می‌سازند، حمام می‌سازند، مسجد می‌سازند، داروخانه درست می‌کنند، و امثال ذلک - که حالا آقا شرح یک مختصریش را فرمودند - خوب شما هم بنشینید کمک بکنید. نمی‌توانید بروید حمام بسازید، لااقل حمام را خراب نکنید. نمی‌توانید بروید در بین کشاورزها دِرو بکنید، لااقل با قلمهای خودتان این دِروگرهای ما را اذیت نکنید.
اظهار تأسف از حرکتهای نابخردانه
من متأسفم واقعاً که می‌بینم یک اشخاصی که ممکن است به درد یک مملکتی‌