شما دارید یک عمل انسانی - اسلامی برای خدا انجام می‌دهید. توانستید انجام بدهید، که به آن نتیجه هم رسیدید. اگر نتوانستید هم انجام بدهید، باز شما بُرد دارید؛ برای اینکه پیش خداست؛ مطلب الهی است.
کسانی که برای خدا کار می‌کنند هیچ وقت باخت در آن نیست. آنهایی که برای دنیا کار می‌کنند باخت دارند که اگر نرسیدند خوب، باختند و عمرشان را هم هدر دادند. اگر برسند هم باخت دارند، لکن آنهایی که برای خدا قیام می‌کنند، اطاعت امر خدا را می‌خواهند بکنند، نهضت برای خدا، قیام برای خدا، عمل برای خدا، این هیچ وقت شکست ندارد. در ظاهر هم اگر خیال بشود که ما نتوانستیم، پس شکست خورده ایم، نه. به حَسَبِ واقعش شکستی نخوردیم؛ برای اینکه ما برای خدا کار کردیم، و کسی که برای خدا کار بکند، همین دنیا نیست قضیه؛ جاهای دیگر ما داریم، بُرد آنجاست.
البته دولت مکلَّف است، استاندارها مکلَّف هستند که همراهی کنند و به این جهاد سازندگی که جوانها مشغول هستند، یا سایر کارهایی را که جوانها مشغول هستند به قدر احتیاجی که دارند احتیاجات را برآورند، به مقداری که می‌توانند. دولت مسامحه نکند و آنها هم باید عمل بکنند؛ یعنی همه ما موظفیم به اینکه کشوری را که از گلوی استعمار بیرون کشیدیم، حالا خودمان اداره‌اش کنیم به طوری که دیگر محتاج به آنها نباشیم.
تلخترین امور در ذائقه انسان
این احتیاجِ به دشمن؛ تلخترین چیزهایی است که در ذایقه انسان باید باشد. یک وقت انسان احتیاج دارد به برادرهای خودش؛ این هم خوب نیست؛ لکن یک وقت احتیاج داشته باشد به دشمن خودش؛ یعنی آنی که در طول تاریخ ما را استضعاف کرده است، در طول تاریخ به ما خیانت کرده است، جنایت کرده است، حالا ما محتاج به او باشیم در ارزاقمان، دستمان را پیشش دراز کنیم که گندم بده، دستمان را پیشش دراز کردیم که مستشار [بیاور] این به نظر انسان، تلخترین چیزهایی است که در ذائقه انسان باید باشد که‌