پیش دشمنش، پیش آنکه همه چیزش را از بین برده، دست دراز کند که به من ارزاق ما را بده. باید ملت ما این تحول را پیدا بکند که عارش بیاید که به امریکا بگوید گندم به ما بده، یا مستشار به ما بده، خودش باید دنبال کار خودش باشد، خودش باید قیام کند و حوایج خودش را برآورد. همه باید با هم کمک بکنیم؛ یعنی ملت، همه قشرهای ملت، باید درصدد این باشند که خودکفا باشند؛ محتاج نباشند. آن وقت قشر کشاورز کشاورزیش را باید توسعه بدهد، و زیاد توسعه بدهد، الحمدللَّه در این سال توسعه پیدا کرده بود، بلکه در جایی دیدم که راجع به قم و اطراف قم بود که چهار مقابلْ قم و اطراف قم زیاد شده است امسال از سالهای سابق. ما امیدواریم که سالهای بعد جوری بشود که ما صادرکننده باشیم، و آنها محتاج به ما باشند؛ نه جوری باشد که ما پیش کسانی که به ما آن طور رنج دادند برویم بگوییم شما به ما گندم بدهید، بعدش هم باید در همه امور این طور باشد.
شرط استقلال
اگر یک مملکتی بخواهد مستقل باشد، اول شرط این است که احتیاج نداشته باشد به غیر، اگر احتیاج داشت که نمی‌تواند مستقل باشد. احتیاج، خودش یک بستگی [سیاسی‌] است. اگر یک روزی آن کسی که ما به او محتاج - فرض کنید - باشیم، یک روزی جلویش را بگیرد، خوب ما باید تسلیمش بشویم. ما باید کاری بکنیم که مستقل بشویم. کاری بکنیم که محتاج نباشیم؛ این هم به این است که دانشگاهی بنایش را بر این بگذارد که در دانشگاه خودش کاری بکند که آن مقداری که مملکت خودش محتاج [است‌] بتواند آن مقدار را درست بکند. عار است برای یک مملکتی که خارج از طب او استفاده کرده، حالا هرکس هر چه می‌شود از اینجا پا شود برود به لندن پیش دشمنهای ما. پیش آن که الآن دشمن ما را در آنجا دارد حفاظت می‌کند؛ امریکا. پیش آن که دشمن بزرگ ما را دارد حمایت می‌کند و پشتیبانی از او می‌کند و توطئه‌گری می‌کند. عار است برای ما که مریضهای ما بروند در یک چنین مملکتی که آن طور هستند. ما باید اطبّایمان در خود مملکت تربیت بشوند، مأیوس نباشند از اینکه ما نمی‌توانیم، این قدر خودشان را نبازند.