پیش هم هِی می‌گفتند نمی‌شود با این قدرتها، نمی‌شود با این قدرتها درافتاد، بیایید بسازیم، بیایید بسازیم. لکن شما دیدید وقتی ملت خواست، شد. وقتی یک ملتی یک چیزی را می‌خواهد، می‌شود، خدا همراهش است. همان طوری که آنوقت می‌گفتند نمی‌شود این قدرت را به هم زد، و شما عمل کردید و شد، حالا هم که می‌گویند ما نمی توانیم مثلاً خودکفا بشویم راجع به چیزها. نخیر، می‌توانیم، و باید همت کنیم و بشویم.
باید طبیب از خود ما باشد، مهندس از خود ما باشد، همه چیز از خود ما باشد. احتیاج به این نداشته باشیم که ما از خارج وارد کنیم؛ مغز از خارج وارد کنیم. ما خودمان باید دارای مغز صحیح باشیم. این مغزهایی هم که می‌گذارند می‌روند اینها هم به درد ما نمی خورند.
خودتان باید حالا از اول بسازید خودتان را، برای اینکه کشور خودتان را خودتان اداره بکنید. خیلی هم دنبال این نباشید که حالایی که دارید کار می‌کنید، خیر، باید حتماً همه ادارات هم با شما همراهی بکنند.
شما برای خدا کار می‌کنید. البته آنها [هم‌] باید این کار را بکنند. لکن اگر یک وقتی یک لنگی پیدا شد، هیچ ابداً خوف به خودتان راه ندهید و یأس به خودتان راه ندهید. خودتان قدرتمندید، خودتان می‌توانید عمل بکنید.
برترین توفیق
من امیدوارم که خداوند همه شما را توفیق بدهد و همه ما را توفیق بدهد که برای خدا کار بکنیم، تا شکست در آن نباشد. این از همه توفیقها بالاتر است که ما خودمان طوری بکنیم که کارهایمان برای او باشد. خدمت به ملت، خدمت به اوست. خدمت به مملکت خود شما، خدمت به خداست. مملکت، مملکت خداست. خدمت کردن برای اینکه ما محتاج به اجانب نباشیم خدمت بزرگی است؛ خدمت الهی است؛ برای خداست این. کوشش کنید که کارتان برای خدا باشد. وقتی برای خدا باشد، از هیچ چیز باک نداشته‌