است، فرقها دارد:
یک فرقش این است که در انقلابهایی که می‌شده، در کودتاهایی که می‌شده - همین چند روز کودتایی که شده است در یک جایی، تمام مطبوعات و تمام احزاب و تمام اجتماعات را قَدَغَن کردند - انقلاباتی که شده است، گاهی یک میلیون، دو میلیون جمعیت کشته شده است. بعد از انقلاب، کشتار دستجمعی می‌شود. این انقلابْ چون اسلامی بود، هیچ بعد از انقلاب، کشتاری که مردم را بکشند، و مثلاً اینهایی که حالا غلبه کرده‌اند، چون غلبه خود ملت بود، غلبه مال خود ملت بود، آن هم ملت اسلامی، آن هم با اسم اسلام؛ دنبال این نه مطبوعات قدغن شد و نه اجتماعات قدغن شد و نه احزاب قدغن شد. تا چند ماه بعد، بعضیها را دیدند مشغول توطئه‌اند، الآن هم مشغول‌اند. بعضیها را دیدند که از خارج چیز اخذ می‌کنند و دارند توطئه می‌کنند. بعض مجلات این طوری و بعض مطبوعات این طوری را دادگاه جلو گرفت، برای اینکه ملت را داشت به تباهی می‌کشید. اما باز همه مطبوعات هستند سرجایشان. احزاب هم هستند سرجایشان. و درهای این مملکت هم بازِ به همه جا.
نعمت بزرگ آزادی
این یک نعمتی است که ما از اسلام داریم و از این انقلاب اسلامی؛ نعمت بزرگ آزادی. شما الآن دیگر نمی‌ترسید از اینکه سازمان امنیت شب بیاید بهانه بگیرد، شما را بگیرد ببرد و حبس کند و اصلاً معلوم نشود که چه شد. چقدر جوانهای ما در حبس رفتند که معلوم نشد چه شد. آنهایی که معلوم شد و ماها مطلع از آن هستیم چقدر زیاد هست و چقدر جوانهای برومند ما را کشتند و چه کردند. اما عده کثیری اصلاً اطلاع از آنها حاصل نشد. عده زیادی را اینها آن طوری که آنوقتها که حمله می‌کردند به هر طرف، می‌گفتند می‌نشانند آنها را توی هلیکوپتر یا چی، می‌برند بالای دریا، باز می‌کنند و می‌ریزند آنجا. اینها حالا هست دیگر؟ اینها از آثار این انقلاب نیست؟ این بی‌انصافها که می‌گویند که انقلاب شد و چیزی نشد، اینها را نمی‌بینند؟ کورند اینها؟ یا می‌بینند و خائن‌اند؟