میدانها شدیم. شماها تازه وارد این میدانها شدید. و به حسب آن حس انسانی هم که دارید آن شیطنتهایی که اینها در آن هستند کمتر وارد هستید. اینها مطالعه کردند، نه ده سال و نه صد سال، در طول تاریخی که راه پیدا کردند به شرق، مطالعه کردند. نه مطالعه فقط کشورها را، یعنی مخازن اینجاها را، این هم یک مطالعه طولانی بر آن شده است.
قبل از اینکه این اتومبیل و طیاره و اینطور مسائل پیدا بشود، اینها کارشناسهاشان را می‌فرستادند در شرق و وجب به وجب مثلاً این مملکتها را گردش می‌کردند. با شتر می‌رفتند این بیابانها را؛ با قافله‌ها می‌رفتند این بیابانها را گردش می‌کردند و هر جایی که یک چیزی پیدا می‌شد یادداشت می‌کردند. نقشه برمی‌داشتند. این یک سری کارشان بود که بفهمند در کشور شما چه دارد. مخازن شما چی هست. این مالِ حالا نیست. این مالِ از سابق که راه باز کردند دنبال این قضیه هستند. و یک مطلب دیگری که شاید به آن بسیار اهمیت می‌دادند این بود که مطالعه در حال مردم ایران بکنند یا مردم شرق بکنند.
حالا ما ایران مورد بحثمان است. این عشایر ایران، عشایر بختیاری، عشایر خوزستان - خیلی عشایر دارد ایران - توی این عشایر، اشخاصی می‌فرستادند برای مطالعه که اینها چه جور وضعی دارند. چطور می‌شود اینها را تحریک کرد. چطور می‌شود اینها را از تحرک بازداشت. این [ها] مطالعات طولانی کردند در این باب و در افراد دیگر، غیرعشایر.
مطالعات دارند، احزاب را چه جوری باید درستش کرد و چه جوری به جان هم انداخت.
مطالعات اینها زیاد است. و ما باید الآن تمام توجهمان را به این مطلب [بکنیم‌] که اینها الآن نقشه این معنا را دارند طرح می‌کنند و مشغول این معنا هستند که در خود ایران افراد را، جمعیتها را به جان هم بریزند و بعد منعکس کنند به اینکه این ایران، یک جمعیتی هستند که نظمی تو [ی‌] آنها نیست، حکومتی ندارند. الآن اگر ملاحظه کرده باشید این روزنامه‌های خارج را - که ماحصلش پیش من می‌آید هم خود آنها، و روزنامه نویسهاشان، هم اینهایی که مربوط به آن دستگاه سابق بودند، این مسائل را هی می‌گویند، الآن معلوم نیست که مرکز قدرت کجا هست. الآن معلوم نیست که ایران چه، کی ایران را دارد تنظیم می‌کند امورش را. کی دارد این قافله را می‌برد؟ هی اول به‌طور