حتی بعضی از صندوقها را شکستند. بعضی جاها را آتش زدند با قوای خودشان. با اسلحه جلوگیری کردند از رأی دادن. آن قدم را ملت پیش برد و آنها مفتضح شدند، ولی دست برنداشتند.
بعد که بنا بود که قانون اساسی تدوین بشود، آنهایی که ارباب قلم بودند با قلم شروع کردند اشکال تراشی که نه حالا، چی هست. بعضیها می‌گفتند همان قانون سابق باشد.
بعضی می‌گفتند خوب، آن قانون باشد، بعضی از موادش را تغییر بدهیم. و برای تعیین خبرگان کارشکنی شروع کردند. بعد که مجلس درست شد، باز این قدم هم ملت پیش رفت و خبرگان خودش را تعیین کرد. در طول مدتی که آنها مشغول بودند به بررسی قانون اساسی، اینها هم مشغول بودند به اینکه اشکال کنند این ملی نیست. یک چیزی که خود ملت تعیین کرده، این را می‌گفتند ملی نیست. باید حتماً موافق میل یک اقلیتی باشد تا ملی بشود. همین‌طور تا آن وقتی که بنا بود رأی بدهند مردم به خود قانون اساسی، شروع کردند باز کارشکنی. کارشکنیها از اطراف. حالا که می‌خواهد ملت رأی بدهد به قانون، به رئیس جمهور، حالا می‌بینند این قدم هم اگر پیش برود، یک قدم دیگر هم پیش برود، استقرار حکومت زیادتر می‌شود، شروع کردند به کارشکنی. غائله‌ای در تبریز، یک غائله در قم، در تهران، در همه جا. می‌خواهند نگذارند که این جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند. منتها از اول شروع کردند، و اینها همین‌طور قدم [به‌] قدم. هر قدمی ملت پیش برد آنها قدم بعد را شروع کردند. مأیوس نشدند.
اخلال در روند انتخابات ریاست جمهوری
الآن هم مأیوس نیستند، آنها که نگذارند این رئیس جمهور که، مردم خودشان باید تعیین کنند، نگذارند تعیین بشود. 124 نفر بیایند و داوطلب بشوند برای رئیس جمهور، معلوم است معنایش چیست. 124 نفری که مردم اکثرشان را نمی‌شناسند. شاید ده تاشان را بیشتر مردم نشناسند. تویشان اشخاصی که بی‌عقل هم هست، می‌گویند هست. من نمی‌دانم، اما می‌گویند اشخاص منحرف هم هست. این برای چی. صد و بیست و چند