نفر کاندیدا، واقعاً اینها اعتقادشان است؟ احتمال این را می‌دهند که پیش ببرند؟ احتمال می‌دهند که یک جمعیت زیادی به آنها رأی بدهد نه، می‌خواهند اخلال کنند. اخلال است. این خود اخلال است. یک مملکتی، صدو چند نفری رئیس جمهور می‌خواهند بشوند. صدو چند نفر آدمی که بعضیهاشان مثل اینکه مثلاً، بار فروشند. یک همچو مسائلی تو آن هست. من نمی‌دانم. درست نمی‌شناسم من. این خودش یک نحوه اخلالی است که در یک کشوری، صد و بیست و چند نفر، اینها داوطلب بشوند، برای اینکه می‌خواهم رئیس جمهور بشوم و بعد هم خواهید دید که در این مثلاً تبلیغاتی که باید بکنند، خواهید دید که چه گروه‌هایی تبلیغات می‌کنند. نه از باب اینکه برسند به رئیس جمهور. از باب اینکه نگذارند رئیس جمهوری پیدا بشود، و لااقل اخلال کنند به اندازه‌ای که منعکس کنند در خارج که اینها یک همچو جمعیتی، ایران یک همچو کشوری هست.
صد و بیست و چند نفر می‌خواهند رئیس جمهور بشوند و همه هم به جان هم ریختند.
و بعد هم خواهید دید که اینها چه بساطی سر هم درمی‌آورند. اینها همه اخلالگری هست، و ما از این مسائل، شاید اکثر جوانهای ما از این مسائل غافل باشند. و بعد خدا می‌داند که در قضیه مجلس شورا چه خواهد شد. و مانده آنکه بدتر از همه است برای اینکه، حدود مثلاً فرض کنید، دویست نفر می‌خواهد وکیل بشود. این شاید چندین هزار نفر خودشان را منتخب کنند. رئیس [جمهور بشوند]، می‌خواهند نگذارند یک مطلبی بشود. یکوقت این بود که - یک اشخاصی - ما مواجه با یک اشخاصی بودیم که اینها واقعاً راه را، راه ما را راه صحیح نمی‌دانستند. خودشان یک راه صحیحی داشتند. خوب، یک چیزی بود. می‌نشستند صحبت می‌کردند که این راه درست است یا آن درست. یکوقت این است که قضیه این نیست. قضیه این است که اینها از یک نقطه می‌ترسند و آن اسلام است و از یک جمعیت می‌ترسند. آنهایی که به اسلام اعتقاد دارند، آنهایی که در راه اسلام فعالیت می‌کنند. این سیلی که این ابرقدرتها از ایران خوردند، از اول عمرشان تا حالا نخورده بودند این سیلی را.