سایه عنایت حق تعالی به سر ملت ماست خوف از هیچ چیز نداریم. اگر ما یک موجود مادی بودیم، یک موجودی بودیم که نمی‌دیدیم، چشمهایمان را از آن عالم بسته بودیم و هرچه می‌دیدیم اینجا را می‌دیدیم، باید اگر یک نفر از ما کشته می‌شود، بنشینیم عزایش را بگیریم. لکن وقتی یک موجود، موجود اسلامی و برای مقصد اسلامی دارد کوشش می‌کند، تمام کوششها را می‌کند و در عین حال در خودش اصلاً شکست نمی‌بیند. میدانهای جنگی که شما الآن ملاحظه می‌کنید و همه رفتند، و اشخاصی رفتند و ملاحظه کردند، این جوانهایی که در آن میدان دارند جنگ می‌روند و برادرهایشان [را] می‌بینند کشته شد و افتاد، هیچ فترت و فتوری به آنها دست نمی‌دهد. به همان طوری که از اینجا با شوق رفتند، با همان‌طور در جنگ هم با اشتیاق و با دلاوری و با جرأت، با آغوش باز، شهادت را استقبال می‌کنند. این یک مسئله‌ای است. ایران یک وضعی پیدا کرده است که ما نمی‌توانیم این وضع را تعبیری از آن بکنیم، جز اینکه بگوییم یک مملکت الهی است. یک مملکتی است که فهمیدند افرادش و اشخاصش، که برای اسلام باید جانفشانی کرد.
مقایسه مسئولین کشور، با سران سایر کشورها
شما مقایسه‌ای بکنید بین ملت ما و سایر ملتها - نه، ملتها همه خوبند، آنها باز یک قدری به واسطه آن فشارهایی که بر آنها می‌آید نمی‌توانند درست قیام کنند و ان شاء الله می‌کنند - یک مقایسه‌ای بکنید بین سردمدارهای ممالک دیگر، با رؤسای این مملکت.
آقای کارتر در کدام [یک از] جنگها رفته است توی جبهه جنگ؟ ایشان در همان کاخ سفید و آن کاخ ییلاقی‌اش نشسته و وا می‌دارد اشخاص را جنگ بکنند. کشته هم بشوند به جهنم. شما برای من کار بکن، بمیر و بدم. و آقای صدام در کدام جبهه‌ها آمده است و سرکشی کرده؟ این از سربازهای خودش هم می‌ترسد. از ملت خودش هم می‌ترسد. در کجا شما سراغ دارید که رئیس جمهورش، دائماً در جبهه از این شهر به آن شهر باشد؟ و رؤسای دیگرش. این آقای رئیس مجلسش هم جبهه برود؟ کجا این مسائل هست؟ امام‌