- » امروز پنجشنبه، 14 فروردین 1404
- » پایگاه گسترش آراء و اندیشههای امام خمینی رحمة الله علیه
- » تمامی کتابهای امام خمینی رحمة الله علیه به مرور در سایت قرار خواهد گرفت
جمعهها را در کجا شما دیدید که مثل جندیها لباس بپوشند و در جبهه بروند؟ کجا هست اینها؟ در کجا شما دیدید که سربازهایش و ارتشیهایش و رؤسای ارتشش اینطور فداکاری بکنند؟ از آنها کشته میشود، باز جلو بروند. در کجا هست این مسائل؟ یک مسائلی است که جز در راه صراط مستقیم انسانی حل نمیشود. برای این است که ملت ما با دولتش، با ارتشش، با این چیزهایش دو تا نیستند. همه از هم هستند. از هم نمیترسند.
کیْ ما الآن گرفتاری این را داریم که تهرانمان یا اصفهانمان یا شیرازمان یا کجا، حکومت نظامی بشود؟ کی ما همچو نگرانی داریم که مبادا فلان قشر، فلان عشیره، فلان - عرض میکنم که - جمعیت در اطراف ایران به ضد ما قیام کنند؟ ما همچو نگرانی نداریم. یک چهار نفر بچه و جوان گول خوردهای که هستند، اینها هم حالا دیگر فهمیدند [که] نباید این کارها را بکنند. ان شاء الله درست بفهمند. این یک مملکت نمونه است الآن، و ما دلمان میخواهد که این مملکت نمونه، آن نمونه عالی بشود، و الگو بشود برای همه مملکتها. این مملکت، شما در تاریخ نگاه کنید از صدر تاریخ تا آخر، اگر پیدا کردید یک جایی را که زنها و زنهای جوانی که حالا باید - فرض کنید که - بروند سراغ جوانیشان، و پیرزنش، پیرمردش، پیرزنش، اینطور کوشش کند در اینکه پشتیبانی از ارتشش بکند، پشتیبانی از پاسدارهایش بکند. شما کجا [سراغ دارید]؟ اگر سراغ دارید، بگویید ما هم بفهمیم. کجا شما همچو چیزی دارید که دوش به دوش مردها و پاسدارها و ژاندارمری و ارتش و همه قوای مسلح، دوش به دوش اینها، زنها هم همراهی بکنند؟ هر که هر قدری میتواند. عراق اینطوری است؟ همه مردم عراق؟! خیلی مضحک است این مطلب. ایشان گفته بودند که - آقای صدام - که فرق مابین اینهایی که داوطلب شدند برای ما - که چهار صد هزار نفرند - با آنهایی که در ایران هستند، اینها به ما احترام میگذارند و به ما توجه دارند، آنها اصلاً پشتشان را کردند به پاسدارها و نظامیها، این خوب، انسان دهنش باز است، هرچه دلش بخواهد میگوید. اما خوب وقتی مطالعه کنید، وقتی ایشان خیال میکند که عراق را توی محفظهای گذاشتهاند [و] هیچ کس نمیبیندش! یک محفظهای هست که جمعیت عراق توی آن محفظه است فقط، هرچه به آنها نسبت بدهند هم چیز
کیْ ما الآن گرفتاری این را داریم که تهرانمان یا اصفهانمان یا شیرازمان یا کجا، حکومت نظامی بشود؟ کی ما همچو نگرانی داریم که مبادا فلان قشر، فلان عشیره، فلان - عرض میکنم که - جمعیت در اطراف ایران به ضد ما قیام کنند؟ ما همچو نگرانی نداریم. یک چهار نفر بچه و جوان گول خوردهای که هستند، اینها هم حالا دیگر فهمیدند [که] نباید این کارها را بکنند. ان شاء الله درست بفهمند. این یک مملکت نمونه است الآن، و ما دلمان میخواهد که این مملکت نمونه، آن نمونه عالی بشود، و الگو بشود برای همه مملکتها. این مملکت، شما در تاریخ نگاه کنید از صدر تاریخ تا آخر، اگر پیدا کردید یک جایی را که زنها و زنهای جوانی که حالا باید - فرض کنید که - بروند سراغ جوانیشان، و پیرزنش، پیرمردش، پیرزنش، اینطور کوشش کند در اینکه پشتیبانی از ارتشش بکند، پشتیبانی از پاسدارهایش بکند. شما کجا [سراغ دارید]؟ اگر سراغ دارید، بگویید ما هم بفهمیم. کجا شما همچو چیزی دارید که دوش به دوش مردها و پاسدارها و ژاندارمری و ارتش و همه قوای مسلح، دوش به دوش اینها، زنها هم همراهی بکنند؟ هر که هر قدری میتواند. عراق اینطوری است؟ همه مردم عراق؟! خیلی مضحک است این مطلب. ایشان گفته بودند که - آقای صدام - که فرق مابین اینهایی که داوطلب شدند برای ما - که چهار صد هزار نفرند - با آنهایی که در ایران هستند، اینها به ما احترام میگذارند و به ما توجه دارند، آنها اصلاً پشتشان را کردند به پاسدارها و نظامیها، این خوب، انسان دهنش باز است، هرچه دلش بخواهد میگوید. اما خوب وقتی مطالعه کنید، وقتی ایشان خیال میکند که عراق را توی محفظهای گذاشتهاند [و] هیچ کس نمیبیندش! یک محفظهای هست که جمعیت عراق توی آن محفظه است فقط، هرچه به آنها نسبت بدهند هم چیز