بروید. همه با هم مجتمع بشوید به عزاداری. وقتی کلمه راهپیمایی پیش می‌آید، خیال نکنید که معنایش این است که عزاداری نمی‌خواهیم. ما از همین اسلام و مظاهر اسلام و شهدای اسلام می‌توانیم کارهایمان را انجام بدهیم، والّا نه توپ ما و نه تانک ما مقابله با تانک و توپ امریکا ندارد، شوروی ندارد. ما یک ملتی می‌خواهیم که برای اسلام همدست بشوند. مطمئن باشید که وقتی یک ملت در یک امر اسلامی همدست شدند - که چنانچه می‌بینید شدند - هیچ قدرتی نمی‌تواند شما را عقب بزند.
آنها هم این معنا را فهمیده‌اند و می‌بینند که خوب، یکی از اشخاص، یکی از گروه‌هایی که نقشی دارد در این امر و نقش بزرگی دارد، روحانی است. از اولی که این انقلاب پیدا شد تا حالا یک دسته جات روشنفکر و قلمداری، آنهایی که قلمهایشان و نطقهایشان و گفتارهایشان بر ضد اسلام است و یا خودشان نمی‌دانند و یا دانسته این کار را می‌کنند از اول این مسئله را می‌گفتند که روحانیون بروند یک کار دیگری بکنند، ماها هم می‌رویم سراغ [سیاست.]
همین «ماها» یی که، مملکت اسلام را دودستی می‌خواهند تقدیم کنند به آنهایی که اربابهایشان هستند یا آنهایی که به خیال خودشان برای ما مفید هستند. آقا، مملکت اسلام از اول 15 خرداد تا حالا، بیشتر از صدهزار جمعیت از آن کشته شده است و بیشتر از صدهزار معلول ما الآن داریم. اینها برای چه معلول شده‌اند؟ برای چه کشته شده‌اند؟
برای نفت بوده است؟ آدم برای نفت خودش را می‌کشد؟ برای خانه بوده است؟ برای ارزانی بوده است؟ خوب، ما از تظاهرات مردم باید اینها را بفهمیم. همه می‌گفتند: ما اسلام را می‌خواهیم. اگر اسلام نبود، نه نفت می‌توانست هیچ کاری بکند و نه سایر چیزها.
مگر مردم می‌شود جوانهایشان را بدهند برای نفت؟ می‌شود جوانشان را بدهند برای خانه؟
الآن که شما در جبهه‌های جنگ هستید و ارتشیهای ما، که خداوند نصرتشان بدهد، در مراکز فعال هستند، الآن کی هست که دارد از آنها پشتیبانی می‌کند؟ آن زنهایی که برای شما نان می‌پزند و آن مردمی که برای شما پول می‌دهند و آن مردمی که برای شما ذخیره‌