می‌دهند و آنقدر چیزها را می‌فرستند. همین مردم مسلمانند. شما ببینید در تلویزیونتان که یک زنی که ده تا تخم مرغ آورده، دارد می‌آورد می‌دهد همین را. یک بچه‌ای که ده تومان دارد این را می‌دهد. اینها برای چه اینها را می‌دهند؟ اینها برای اسلام است، برای کشور اسلامی است. چطور شماها هیچ کاری نمی‌کنید؟
اینهایی که هی نق می‌زنند، چه می‌کنند؟ چه غلطی می‌کنند؟ کدام از اینها رفته در جبهه؟ این نقشه است. شمایی که الآن ان شاء الله، وارد می‌شوید در ارتش و در جهات بالای ارتش، این نقشه را توجه بکنید. شما که افسر هستید، این نکته‌ها را باید توجه بکنید که می‌خواهند شما را از مردم جدا کنند، روحانیون را هم از مردم جدا کنند. بعد مردم وقتی که نه قدرت روحانی دارند و نه قدرت - عرض می‌کنم که - اسلحه‌ای دارند یک کاری بکنند، یک کودتایی بکنند، تمام کنند قضیه را. مسئله این است.
هشدار به مطبوعات و گروهها
این روزنامه‌ها نمی‌فهمند یا فهمیده عمل می‌کنند. چرا باید این روزنامه‌ها دامن بزنند به اینطور اختلافات؛ اختلافی که اشخاصی طرح ریزی‌اش را می‌کنند که اگر این اشخاص پیش ببرند، نه تو روزنامه نگار را و نه آن رئیس روزنامه را نخواهند گذاشت؛ تمامتان را از بین خواهند برد؟ آقا نقشه است. شما را به بازی گرفته‌اند، روزنامه‌ها را به بازی گرفته‌اند؛ جبهه‌ها را به بازی گرفته‌اند، نقشه است که شماها را از هم جدا کنند، دولت را از ملت، ملت را از دولت، رئیس جمهور را از مردم، مردم را از او، حالا به تدریج. آن روزی که دستشان برسد، اول کسی که در دولتیها کشته می‌شود همین رئیس جمهور است - چشمهایتان را باز کنید - همین رؤسای ارتش است، همان رؤسای روحانی است و بعد هم می‌آیند حساب احزاب را، آنهایی که با آنها موافقند نه، آنها که «اهلاًوسهلاً» آنهایی که با آنها مخالف [هستند]، حساب آنها را هم می‌کِشند. بازار هم اسلحه از دستش افتاد، کاری دیگر از او نمی‌آید. نه روحانی است که همه را مجتمع کند و نه ارتشی است که بتواند جلوگیری کند.