دیگر می‌برند و دست و پای آنها را غل زده‌اند، زنجیر زده‌اند ودنده‌های آنها را شکسته‌اند با چکمه، و الآن هم آنها در زیر زنجیر آنها و در زیر چکمه دژخیمان کارتر و امریکا از بین دارند می‌روند. من چطور جواب ملت را بدهم که ملت ما اگر بگویند که این روحانیت مسیح در خدمت ابرقدرتهاست، ما چطور جواب آنها را بدهیم؟ من متأسفم که نمی‌توانم جواب اینها را بدهم؛ برای اینکه اگر من بخواهم دفاع کنم از روحانیت مسیح، علایمی که در کار است، شواهدی که در کار است، ملت ما برای ما آن شواهد را به رخ ما می‌کشند. چرا باید ایشان در این مدت طولانی که ما در زیر رنج بودیم، و جوانهای ما را در خیابانهای ایران می‌کشتند، و خون آنها را روی اسفالتها جاری می‌کردند، ایشان یک کلمه سفارش اینها را نکند؟ این تبعیض را چرا ایشان قائل هستند؟ مگر حضرت مسیح تعلیماتش تعلیمات تبعیضی است؟ مگر حضرت مسیح با یک طایفه خوبند و آن ثروتمندان، و با طایفه دیگر بد هستند و آن مظلومان و اشخاصی که بیچاره و فقیر هستند که شما دارید این کار را می‌کنید؟
وظیفه پاپ و دنیای مسیحیت در دفاع از مظلومین
من می‌دانم که مذهب مسیح این نیست، و هرکس که دنباله مسیح باشد باید حامی مظلومان باشد، و باید با ابرقدرتها مقابله کند، همان طوری که کسی که تابع مذهب اسلام است باید با ابرقدرتها مخالفت کند، و مظلومان را از زیر چنگال اینها بیرون بیاورد. چرا باید آقای پاپ احوالی از این دخترها و پسرهایی که امروز، الآن که من دارم با شما صحبت می‌کنم، در حبسها و زنجیرها و گرفتاریها و شکنجه‌ها به سر می‌برند، ایشان یک کلمه راجع به این مسائل صحبت نکند؟ چرا نباید به این اشخاصی که خودشان را مسیحی می‌دانند و خودشان را اهل کلیسا می‌دانند یک کلمه نگویند که شما که مسیحی هستید چرا این کارها را می‌کنید؟ من جواب این مظلومها را چه بدهم؟ اینها که به ما اشکال می‌کنند که شما طرفدار روحانیت هستید، و این روحانیت هیچ کلمه‌ای در مقابل قدرتهای بزرگ و ظلمهایی که بر مردم می‌شود، بر مظلومین می‌شود، حتی ظلمهایی که‌