بر خود اشخاصی که در امریکا هستند می‌شود، یک کلمه صحبت نمی‌شود، و یک پیام فرستاده نمی‌شود، و یک رسول فرستاده نمی‌شود؛ لکن وقتی که یک لانه جاسوسی را ما می‌گیریم که جاسوسیّتش مسلّم است، ایشان رسول می‌فرستند ونامه می‌فرستند، و حالا هم که مدارس اینجا، مدارس علمی‌شان اینجا هست، و اشخاص می‌گویند - من این را مطلع الآن نیستم - اشخاص که رفته‌اند و دیده‌اند می‌گویند اینجا هم مرکز تعلیم و تعلم نیست، بلکه مرکز دیگری است، ایشان حالا باز نامه فرستاده‌اند و سفارش کرده‌اند. مگر ما با علم مخالفیم؟ مگر ما با تعلیمات مخالفیم؟ مگر ما با مدارس مخالفیم؟ با مدارس نصارا، با مدارس زرتشتی، با مدارس یهود ما کی مخالف هستیم؟ اما اگر مدارس جور دیگری باشند، ما نمی‌توانیم تحمل بکنیم. ایشان باید اول ببینند این مدارس چه بوده؛ بفرستند اشخاص را مشاهده کنند که این مدارس چه وضعی داشته است که دولت ما نتوانسته تحمل کند. و البته این با دولت است، لکن آنچه که من به شما می‌گویم که به آقای پاپ بگویید این است که شما رویه خودتان را که روحانی هستید عوض کنید، و با مظلومین و با اشخاصی که زیر چکمه امریکا دارند از بین می‌روند، و با این دختر و پسرهای جوان ما که الآن در حبسهای امریکا به سر می‌برند، و آنها را از یک حبسی به حبس دیگر، و اخیراً در یک سلولهای منفرد آنها را حبسی کرده‌اند، بپرسند چرا این کار شده است. چرا گوشمان نمی‌شنود یکوقت از آقای پاپ که طرفداری مظلومینی که مال ایران هست، یا افرادی که در خود مملکت امریکا هست و تحت ظلم و شکنجه هستند، یک بازخواستی نمی‌کند؟ شما از قول من به ایشان سلام برسانید و بگویید که این رویه را طرد بکنید. شما طرفدار مظلوم باشید. شما طرفدار باشید از اشخاصی که چپاول شده‌اند، مظلومند، زیر چکمه هستند. شما از این جوانها و دخترها و پسرهای ما که الآن در زیر چکمه دژخیمان امریکا هستند طرفداری کنید. به این اشخاصی که اظهار تبعیت از شما می‌کنند دستور بدهید که اینها را رها کنند. ما نمی‌توانیم دیگر زیر بار امریکا برویم.
امریکا اگر تمام افراد ما را هم از بین ببرد، دیگر نمی‌تواند در اینجا بیاید منافع خودش را جبران کند و منافع خودش را تأمین کند و ملت ما را به ستم و زور در تحت شکنجه و