خدیجه (1) که یک ثروتمندی بود و به پای پیغمبر ریخت، آنجا رسید که می‌گویند پوست چیز را می‌مکیده است که یک قوّتی بگیرد. ما باید فکر کنیم که پیغمبر چه کرده است. برای چی این کارها را می‌کرده است، یک بشر است، اما می‌بیند وظیفه دارد؛ یعنی، بشری است که خدا برای او وظیفه تعیین کرده است. این اسلام را فرستاده است و به او امر کرده است که باید استقامت کنی: فَاسْتَقِمْ کَما امِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَک (2) این آیه شریفه در دو جای قرآن هست: یکی در سوره شوری‌ هست: یکی در سوره هود پیغمبر - سلام الله علیه - در سوره هود را یاد می‌آورد، و تفاوت مابین سوره «هود» و سوره «شوری» این است که آنجا وَاْسْتَقِمْ کَما امِرْتَ (3) است، اینجا فَاسْتَقِمْ کَما امِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَک است. می‌فرماید: شَیَّبَتْنی‌، نقل شده است از ایشان: شَیَّبَتْنی سُوَرَةُ هود لِمَکانِ هذِهِ الآیَة؛ (4) برای اینکه نگران بوده است پیغمبر از اینکه اشخاصی که همراهش هستند نتوانند استقامت کنند. خوب، خودش استقامت می‌کرده است، اما وَ مَنْ تابَ مَعَک هم مأمور است؛ یعنی، همان طوری که پیغمبر به استقامت و مقاومت مأمور است، هرکس هم همراه اوست و به او گرویده است، همین مأموریت را دارد و تا آخر هم این هم این مأموریت هست.
ما الآن این مأموریت را باید به وجهی که در قدرت داریم انجام بدهیم و اگر همه ملت توجه پیدا کنند به این مسائل و گرفتاریهایی که پیغمبر داشته است و مسلمین در صدر اسلام داشته‌اند، گرفتاریهای زیادی بوده است و ما تا کنون به آن مرتبه نرسیده‌ایم. شما ملاحظه می‌کنید که امروز در ایران گرانی زیاد است، معلوم است اما فقدان نیست، اینکه مردم گرسنه مانده باشند، خوب، ارزاق هست. گران است. دولت هم حالا دارد دنبال این می‌کند که برای مردم طبقه پایین به اصطلاح، برای آنها هرچه می‌تواند رفاه حاصل کند و