دستگاه‌هایی برمی‌گرداندند و چیزهایی، سلاحها و - عرض می‌کنم که - مهمات از امریکا برمی‌گرداندند. در ازای پول نفتی که ما نفتش را داده بودیم، برای خودشان پایگاه درست می‌کردند. و خدا خواست که اینها را آنها آوردند برای خودشان پایگاه درست کردند و بحمدالله، بر ضد خودشان شد. دانشگاه ما در آنوقت، در دست یک دسته از اشخاصی [بود] که در یک وقتی انگلیسی و در اخیر، امریکایی محض بودند؛ یعنی، چشمشان طرف امریکا بود که ببینند چه می‌گوید تا اینها فرمان ببرند. یک دسته اقلیتی هم که از مردم شریف بودند در مجلس یا در دانشگاه، اینها در اقلیت بودند و نمی‌توانستند صحبت کنند؛ همراه کسی نداشتند. اینها باید خون جگر بخورند و در حضور آنها ببینند که این جنایات دارد وارد می‌شود.
شما دست روی هریک از این ارگانهای سابق بگذارید، [همین‌طور بود.] بروید سراغ مجلس، مجلس چه فضاحتی در این ایران به بار آورد! مجلسی که اسمش را می‌گذاشتند «مجلس شورای ملی ایران» با این ملت ایران چه کرد این مجلس؟! شماها دیگر این آخرها یادتان است که این قضیه آخری که گذراندند برای اینکه، کسانی که امریکایی هستند، از امریکا آمده‌اند، ارتشی هستند، بستگان امریکا هستند، مأمون هستند و نباید در اینجا محاکمه‌شان کرد. این را مجلس درست کرد. البته یک بازی هم درآوردند که دوتایشان هم مخالفت کرد، دوتایشان چه و مطلب معلوم بود که از اول باید این بشود و این هم شد. مجلس ما آن بود که ما را اسیر امریکا کرد و شاه موشان مجلس ما هم! (1) کشور ما هم آن بود که کشور ما را آنطور اسیر کرد.
و خود ارتش هم، چون فرهنگ، فرهنگ خارجی بود و تربیت و ارتزاق از فرهنگ خارجی می‌شد، آنها بودند که جز اینکه جیب‌های خودشان را پر بکنند، کاری نمی‌کردند، طوری نبود که ما یک ارتش - فرض کنید که - چهارصدهزارنفری که داشتیم، یک ارتشی باشد که بتواند یک مقاومتی بکند. تربیت، یک تربیتی بود که نباید مقاومت‌