نجات داد و به سعادت رساند و مقابل همه قدرتهای دنیا ایستاد و خم به ابرو نیاورد. این فرهنگ این کار را کرد.
نابودی اسلام، هدف مشترک دشمنان در رژیم سابق
از دانشگاه اسلامی، ان شاء الله، بعد از چند سال خواهید دید که نتیجه چه خواهد شد.
دولتها از دانشگاه تشکیل می‌شود، مجلسها از دانشگاه تشکیل می‌شود. دانشگاه در ارتش دخالت دارد؛ دست دارد. فرهنگ در ارتش تأثیر دارد، فرهنگ در کوچه و بازار و مردم تأثیر دارد. آن روز روزنامه‌ها را می‌دیدی، روزنامه‌هایی بود که همه برخلاف مصالح خود کشور ما [بود] و چون اسلام را می‌دیدند که اگر باشد، نمی‌شود که این اسلام را جلویش را گرفت، برخلاف اسلام بودند. در زمان رضاخان، خوب شد که شما آنوقت نبودید، خون دلی خوردند اشخاصی که در آنجا بودند، در آنوقت بودند. آقا! در روزنامه یا در مجله‌ای که آنوقت منتشر شد، به صراحت به رسول اکرم جسارت کرد، یک نفر جواب نداد. به صراحت، شعرای آنوقت، نویسنده‌های آنوقت، روشنفکران آنوقت همه اینها دست به هم داده بودند که اسلام را بکوبند. البته استثنا داشت، اما آنها در اقلیت بودند، نمی‌توانستند چیزی بگویند. مجلات آن روز، خدا می‌داند که آن مجلات با این جوانها چه کرده است! سینماهای آن روز، تئاترهای آن روز، هنرهای آن روز، اینها هم دست به هم داده بودند که اسلام را از اینجا بیرون کنند و امریکا را وارد کنند. این خدا به ما تفضل کرد، ترحم کرد و این تحول حاصل شد و تا این مطلب هست، این تحول هست و باقی هست، شما از هیچ چیز نترسید. کسی که از خدا می‌ترسد، از کس دیگر نباید بترسد. بین شما و آنها، همین بود که شما برای خدا، فی سبیل الله دارید جهاد می‌کنید، آنوقت، اصلاً صحبت از خدایی در کار نبود؛ «اعلیحضرت فرمودند، چه فرمان یزدان چه فرمان شاه» این منطق این بود.
اینکه روحانیون فریاد می‌زنند به اینکه اسلام را باید تقویت کرد در یک کشوری، باید ایمان مردم را تقویت کرد، اینها برای همین است که دیدند که کجاهایی که ایمان هست، جاهایی که ایمان هست، چی هست و جاهایی که ایمان نیست، چی هست. حالا