خودشان، می‌خواستند خدمت برای دیگران بکنند که خودشان به نوایی برسند، خودشان هم به هیچ چی نرسیدند. آنها گمان می‌کردند که بالاخره امریکا می‌آید، پس ما یک جای پایی برای خودمان بگذاریم، بعضیشان هم شاید مبعوث بودند از طرف آنها، لکن امریکایی در کار نیست! تا اینها زنده‌اند، امریکا تو کار نیست! حالا اگر یک وقت در تاریخ - خدای نخواسته - یک چیزی بشود، ایران باز فراموش کند این صحنه‌های انسانی را، آن مسئله دیگر است. اما ان شاء الله، این مسائل هست و به قوّت خودش هست. و اینها باختند، بدبخت کردند خودشان را و یک دسته‌های دیگر هم هستند، دارند [آنها را] بدبخت می‌کنند. نکنند اینها دیگر! این جوانها رها کنند این مسائل را! می‌بینند که دیگر نمی‌شود، می‌دانند که دیگر این منحرفین نمی‌توانند بیایند اینجا برسند به یک حکومتی؟! حکومت به کی بکنند؟ به اینها؟ در صورتی که می‌دانند خوب، بیایند درست مثل آدم مشغول کار بشوند و توبه کنند، برگردند به کارهای خودشان.
سازندگی فرهنگ صحیح
در هر صورت، آن چیزی که ملتها را می‌سازد فرهنگ صحیح است. آن چیزی که دانشگاه را بارور می‌کند که برای ملت مفید است، برای کشور مفید است، آن عبارت از آن محتوای دانشگاه است، نه درس است. صنعت ماعدای ایمان فساد می‌آورد، علم ماعدای ایمان فساد می‌آورد؛اذا فَسَدَ الْعالِم فَسَدَ الْعالَم (1) هرچه علم بیشتر شد، فسادش هم بیشتر است. اهل جهنم از تعفن عالم به ایذا دارند، اذیت می‌کشند. عالمی که ایمان دارد آن است که خدا تعریفش می‌کند، پیغمبر تعریفش می‌کند، اسلام تعریفش می‌کند.
اگر ایمان پهلوی تخصص نباشد، تخصص مضر است. تخصص در یک کشوری باشد که ایمان تویش نباشد، تخصص کشور را به هلاکت می‌رساند، به بستگی می‌رساند. این همه متخصص ما داشتیم در هر رشته‌ای، در زمان سابق، برای این ملت چه کردند این متخصصین ما؟ جز هی ملت را به عقب راندند، هی وابسته کردند، همه چیز وابسته شد؛