دسته‌ای که این‌طور هستند و تجلیل از رضاخان و غمض عین از این همه جنایتی که آن آدم وارد کرد به ایران. هرکس آن وقت را یادش هست، و آن مسائلی که در آن وقت یادش هست، و آن مصیبتهایی که برای بانوان پیش آوردند یادش باشد می‌فهمد که این آدم چه عنصری بود. و آن وقت هم انگلیسها کار می‌کردند، انگلیسها کی را انتخاب کردند برای سرکوبی، در هر صورت اینها از مسئله ما خارج است.
می‌خواستم عرض کنم که روحانیون امروز هم اگر در هر جا وارد بشوند این‌طور نیست که بخواهند یک سلطه‌ای پیدا کنند و مثلاً فرمانفرمایی بکنند. شما ملاحظه می‌کنید آن رئیس جمهور است، خوب مقام بالاتری دارد وضعش چه جوری است؟ کیفیت سلوکش چه جوری است؟ زندگی‌اش چه جوری است؟ رفت و آمدش چه جوری است؟ نشست و برخاستش با مردم چه جوری است؟ خوب، این مسئله‌ای است که مشاهد همه است. و آن رئیس مجلسش هست، و این آقا هم رئیس دیوانعالی کشورش هست. همه اینها را شما مشاهده می‌کنید. این نیست که اینها در خارج یک جور، که آنها یک وضعی دارند که شما می‌بینید، همان وضعی که در زمان طلبگی خودشان داشتند همان وضع را هم حالا دارند. منتها حالا یک خدمت وسیعتری انجام می‌دهند. آن وقت یک خدمتهایی به معنویت نزدیکتر انجام می‌دادند. ما نباید خیال بکنیم و کسی خیال بکند که روحانیت در اینجا یک چیزی پیدا کرده و دنبالش دارد می‌گیرد که هی زیادش کند. اینها با رنج و زحمت اینجا می‌آیند.
قضاوت، امر خطیر، پرمسئولیت و پرزحمت
قضاوت را می‌دانند که چقدر کار مشکلی است و پرمسئولیتی است؛ شما هم می‌دانید، شما هم جزء روحانیون هستید. شما آقایان هم می‌دانید که قضاوت چه امر مهمی است و چه پر مسئولیت و پر زحمت. بالاخره قاضی یک طرف قضیه از او ناراضی است. دو تا آدمی که با هم منازعه می‌کنند کم اتفاق می‌افتد، نادر، که آن کسی هم که محکوم شده است آن هم شکرگزار باشد. قهراً آن کس که محکوم شده است ناراضی می‌شود. خوب،