می‌کرد که این کنفرانس بر ضدّ او خواهند قیام کرد، هیچ وقت از او تعریف نمی‌کرد، از اینها تعریف نمی‌کردند، لکن آنها از این کنفرانس تجلیل کردند. برای اینکه دلبستگی آنها به افرادی است که وارد این کنفرانس شده‌اند، مثل حسین اردنی و حسنی و امثال اینها و صدام. اینها وارد شدند به اسم اینکه ما غیرمتعهد هستیم، و این غیرمتعهدها می‌خواهند همه شما را به مثل خودشان غیرمتعهد بکنند. اگر شما بخواهید که واقعاً یک جمعیت غیرمتعهد، یک سران غیرمتعهد باشید و بتوانید به آن عدم تعهد خودتان عمل بکنید، در رأس امور تصفیه است. اگر یک نفر فاسد در بین شما باشد نمی‌گذارد کار شما انجام بگیرد. باید اول امثال اینها را، صدام را، حسین را، حسنی را، حسن را و امثال اینها را از بین خودتان طرد کنید تا بتوانید یک کنفرانس صحیح تشکیل بدهید و یک جنبش غیرمتعهد باشد. والّا هرچند سال یک دفعه شما اجتماع می‌کنید با آن همه زحمت، با آن همه خرج، با آن همه گرفتاری، بیش از یک مسائلی که طرح می‌شود و گفته می‌شود و بعدش هم عمل نمی‌شود، بیش از این کاری انجام نمی‌دهید. و این برای این است که، بین شما اینهایی که نفوذ کرده‌اند نمی‌گذارند که کارها انجام بگیرد.
عدم تعهد ایران در قبال قدرتها
باید در رأس امور این باشد که اینها کنار بروند و خودتان بنشینید، همان‌طور که ایران دستش را پیش هیچ کس دراز نمی‌کند و نکرده است در این چند سال و مستقل ایستاده است و زن و مردش ایستاده است در مقابل امریکا و در مقابل شوروی و در مقابل هر متعدّی. اینها غیرمتعهدند واقعاً، نه تعهد فرهنگی دارند، نه تعهد نظامی دارند، نه تعهدهای دیگری دارند اما اگر یک جایی باشد که بگویند که ما تعهد نظامی نداریم اما تعهد فرهنگی داشته باشند، تعهد فرهنگی بدتر از تعهد نظامی است، وابستگی است نه تعهد. آنها هم که می‌گویند تعهد و لاتعهد، اصلاً شما وابسته هستید و غلام حلقه به گوش اینها، بعضی از اینها هستند. اگر بخواهید که متعهد نباشید باید اساس را عوض بکنید نه تعهد از یک راه نظامی فقط. باید شما غیرمتعهد و غیروابسته باشید، در صنعت، در