نفر حق ندارند با هم اجتماع کنند، جمعیتهای دویست هزار نفری، سیصد هزار نفری، نیم میلیون نفری در همان مراکز حکومت نظامی بیرون می‌آمدند و حرکت می‌کردند و «مرگ بر شاه» می‌گفتند!
استفاده شاه از حربه توبه
اینها دیدند که از راه حکومت نظامی هم کار انجام نگرفت؛ این دفعه، که چند روز پیش باشد، اینها با هر دو حربه پیش آمدند؛ یعنی شاه یک دستش توبه نامه بود، یک دستش چماق! این توطئه بود، من اینطور حدس می‌زنم، و همین جور است که اینها این اجتماع مثلث یا مربع را که کردند در پیش شاه، (1) قرارشان بر این شد که شاه بیاید و حرفهای آدم توبه کار را بزند و در پیشگاه ملت تعهد بدهد [که‌] من متعهد می‌شوم به اینکه این اشتباهات را دیگر تکرار نکنم، تا حالا اشتباهاتی شد و من متعهد می‌شوم، ملتزم می‌شوم در پیشگاه ملت که دیگر تکرار نشود این کارها و این اشتباهات، و بعد هم به طایفه طایفه از ملت رو آورد: به روحانیون، به مراجع عظام - به تعبیر او - و علمای اعلام، که من از شما تقاضا دارم که مردم را هدایت کنید، مردمْ آرام بنشینند، و من دیگر بنا دارم به اینکه از این به بعد یک انتخابات آزادی، یک ملت آزادی، آزادی به همه معنی بدهم و شما مردم را آرام کنید، و به سیاسیون رو آورد و تقاضا کرد که شما هم کمک کنید در اینکه این مردم دیگر اینطور کارها را نکنند، و ما آزادی می‌دهیم، انتخابات آزاد، مجلس صحیح، و دیگر از این کارهایی که پیشتر شده است و آن اشتباهات نمی‌کنیم؛ و بعد هم رو به جوانها آورد که شما از این ملت هستید و چه، و بعد هم رو به پدر و مادر جوانها که نگذارید جوانهایتان بیایند تو خیابانها و این کارها را بکنند؛ و به همه اقشار ملتْ ایشان روآوردند و اعتراف کردند در محضر ملت، و رادیو هم از قراری که گفتند در همه برنامه‌هایش ذکر از این کرده است و این توبه نامه را خوانده است.