بشردوست برای اینکه نقطه اتکا دارد. اتکایش به یک عالَمی است ماورای این عالَم. همه‌اش خورد و خوراک نیست، همه‌اش زندگی حیوانی نیست، یک مطلب دیگری در کار است. آنهایی که این مبدأ را، این مبادیِ معنوی را به آن اتکا دارند، به آنها می‌شود اتکا کرد. می‌شود انسانْ مقدراتش را بدهد به آنها که آنها عمل کنند. وکیل کند آنها را. وزیر کند آنها را. - عرض می‌کنم که - رئیس جمهور کند آنها را. فریاد ما این است که ما یک همچو کاری می‌خواهیم بکنیم.
تاریخ جنایات شاهان در ایران
ما تا حالا مقدراتمان از 2500 سال حکومت شاهنشاهی سیاه که تا پریروز این آقا می‌گفت که این مردم ایران اصلاً شاهنشاهی را دوست دارند؛ اصلاً شاه پرستند اینها، در تمام تاریخ این شاهها و این شاه پرستها- به اصطلاح اینها- دعوا داشتند! جنگ و نزاع بوده بین شاهها و شاه پرستها. آن شاه خوبهایشان، آنهایی که شما وقتی که اسمش را می‌نویسند، می‌شنوید، یک تعریفی از او توی دلتان می‌آید، یا توی یک کتابی می‌بینید که نوشتند: «جنت مکان»، همین جنت مکانشان مردم خبیثی بودند. همان شاه عباسِ «جنت مکان» است که پسر خودش را کور کرد! برای خاطر مملکت؛ برای خاطر جاه طلبی. همان انوشیروان عادل است که از بدترین ظلمه بوده است، و کارهای ظالمانه‌اش را تاریخ ثبت کرده است.
خدا می‌داند که ایران از این پادشاهها چه بر او گذشته. شما هم دارید الآن می‌بینید خودتان این شاهِ - عرض می‌کنم که - این شاه عدالتخواه عدالت اجتماعی! اسلام پناه! که پریروز در نطقش تعریف کرد که مامی خواهیم ترویج کنیم از اسلام و از - عرض می‌کنم - قانون اساسی و اینها. همین آدم تا پریروز آنطور بود، حالا هم دروغ می‌گوید به حضور همه مردم. و می‌دانم می‌فهمند دروغ می‌گوید ... نیست. هم ایشانند که مردم شاهدوست اصفهان پریروز، چند روز پیش از این، چند وقت پیش از این، مردم شاهدوست اصفهان، این مردم اصفهان، داشتند آتش می‌زدند چیزهایی که مربوط به دولت و شاه بود! ایشان می‌گفت با رفقایش که مردم شاهدوست اصفهان کذا، مردم شاهدوست تهران و مردم‌