این هم نبود. اینها باید، خوب، آنها هم باید یک قدری صبر کنند ببینند که باید چه بکنند اینها. خیال نکنند که حالا که ما بیکار هستیم، پس یاالله بدهید! من این کار را نکردم، سابق این کار را کرده. آنها شما را محروم کردند. ما حالا آمدیم این محرومها را از محرومیت بیرون بیاوریم؛ اما اینکه معجزه نیست که فوراً عمل بشود. خوب، این باید بتدریج عمل بشود. این را باید به آنها گفت که مسئله اینطور است، که شما در یک رژیمی بودید که همه محرومیت را در آن رژیم داشتید. خرابی همه آنجا بود، ما حالا وارد شدیم به یک خرابه‌ای، می‌خواهیم بسازیم. این خرابه‌ای که می‌خواهیم بسازیم مهلت لازم دارد؛ یک قدری وقت لازم دارد. باید وقت داشته باشد تا درست بشود. باید دولت مستقری پیدا بشود؛ باید یک بودجه‌ای برای دولت پیدا بشود تا کار درست بشود؛ همین طوری که نمی‌شود درست بشود.
در هر صورت ... در انقلاب است؛ انقلاب لازمه‌اش اینطور مسائل است. و چه انقلابی بهتر از این انقلاب ایران تا حالا واقع شده؟ «انقلاب سفید» این است؛ نه آن انقلاب سفید آقای «آریامهر». (1) انقلاب سفید این است که یک انقلابی واقع شد، یک سد به این بزرگی شکسته شد، در عین حال آن چیزی که ضایعات بود کم بود؛ آن چیزی که برداشت بود زیاد بود. اما حالا باز حال انقلاب را داریم، ما که از انقلاب بیرون نرفتیم؛ الآن حال انقلاب است. حال انقلاب آشفتگی دارد؛ بعد از انقلاب آشفتگی دارد؛ این آشفتگی را همه باید تحمل بکنیم. شما در حد خودتان تحمل بکنید، کارگر در حد خودش تحمل بکند - عرض کنم - جوان دانشگاهی در حد خودش تحمل بکند. برای اینکه یک وضع آسایش و وقت آسایش، الآن نیست. وقت انقلاب است؛ وقت انقلاب و بعد از انقلاب، این مسائل، گرفتاریها، برای همه هست. برای دولت هست، برای ملت هست، برای جوانها هست. برای - عرض کنم که - کشاورزها هست؛ برای همه هست؛ لکن همه باید با هم دست به هم بدهیم، کار را انجام بدهیم. ان شاء الله که موفق باشید.