آنجا - مجتمع می‌شدیم و با هم درد دل می‌کردیم.
به همه بد گذشت و سخت گذشت، نه به شما رفقای بختیاری. شما حال خودتان را دیده اید، ما هم حال خودمان را دیده ایم. اهل هر محلی هم حال خودشان را دیده است، و گمان می‌کند که خیر، همه مسائل این بوده است که من دیده‌ام؛ دیگران این جور نبوده‌اند. همه بد دیده‌اند، همه در حبس بوده‌اند، همه در زجر بوده‌اند.
تحولی حماسی و روحانی
و خدا خواست که با قدرت الهی این تحول پیدا بشود؛ تحول معجزه آسا. یک تحولی پیدا بشود که ما با هم برادروار اینجا جمع بشویم و درد دل کنیم. یک تحولی پیدا بشود که زن و مرد و بچه و بزرگ در مقابل توپ و تانک بایستند و بگویند دیگر مسلسل اثر ندارد! مسلسل می‌کشتشان؛ لکن قدرت روحی اینطور شده بود که مشتشان را گره می‌کردند می‌گفتند اثر ندارد.
این تحول روحی که خدای تبارک و تعالی نصیب ملت ما کرد، و این تحول برای شما آقایان هم حاصل شد که متصل شدید به ملت، این تحول روحی از جانب خدا بود. خدا بود که ما را با هم دوست کرد، مجتمع کرد، و قلبهای ما را جوری کرد که دیگر نترسیم از آن هیاهو، و نتوانند آنها به ما دیگر تحمیل کنند. این نعمت بزرگی که الآن برای ما حاصل شده است؛ و به طور معجزه حاصل شده است؛ یعنی تمام حساب حسابگرها غلط درآمد. همه حسابگرها این جور حساب می‌کردند که یک قدرت بزرگ، و چند قدرت بزرگتر دنبال او، نمی‌شود که این به هم بخورد. این یک مطلبی بود که همه عالم روی حسابهایشان این جور بود. حسابهای مادیگری اینطور بود. آنها از اراده خدا بیخبر بودند؛ که اراده خدا طوری می‌کند که یک ملت ضعیفی که هیچ دستش نیست قیام می‌کند، فریاد می‌کند و الله اکبر می‌گوید، کم کم قشرها به او متصل می‌شوند، رودخانه‌های عظیم [پیوسته‌] به آن متصل می‌شود، ارتش به آن متصل می‌شود - عرض بکنم - ژاندارمری به آن متصل می‌شود، شهربانی به آن متصل می‌شود. یک اجتماع مرکب از