و می‌دانید که خدای نخواسته اگر حالا شکستی پیدا بشود، دیگر این ملت سرش را نمی تواند بلند کند. اگر ما این پیروزی را به آخر رساندیم، دست اینها را تا آخر کوتاه کردیم؛ و امیدوارم برسانیم. می‌رسانیم ان شاء الله، و می‌رسیم ان شاء الله. می‌رسیم ان شاء الله. ولی همه باید همت داشته باشید. یعنی شما دانشجوهای عزیز، و آن کارگرهای توی کارخانه‌ها، آنها هم عزیز، و آن کسانی که در کشاورزی مشغول کشاورزی هستند و آنها هم عزیز، و همه ملت، بازاری، دانشگاهی، دانشجو، معلم، همه باید وجهه نظرمان را به آن مقصدی که داریم بکنیم. دنبال آن این مسائل را پیش بیاوریم. غفلت نکنیم از آن مسئله اصلی و برویم سراغ مسائل فرعی، این اصل از دستمان برود.
ضرورت جایگزینی قوانین جدید
آنکه من می‌فهمم این است، و آنکه من می‌خواهم از شما این است که همه دست به هم بدهید، این بار را به منزل برسانیم. حکومت مستقر وقتی پیدا شد، حکومت مستقر این کار را باید بکند. این امور یک اموری است که قانون باید برایش باشد. این قوانینی که تا حالا بوده طاغوتی است؛ اینها همه‌شان خرابکاری بوده. برای هر [فردی‌] قانون می‌خواهد؛ و این محتاج به این است که مجلس شورا پیدا بشود؛ مجلس شورای خودتان؛ نه مجلس شورای آریامهری یا فرض کنید که امریکایی. مجلس شورای خودتان. خودتان وکیل برای خودتان تعیین بکنید. اشخاص مطمئن، اشخاص ملی، اشخاصی که خدمتگزارندْ برای شما، تعیین بکنید. و ما هم هر مقدار که می‌توانیم مطالب را به آنها بگوییم، و ان شاء الله استقرار و دوره استقرار پیش بیاید. دوره استقرار که پیش بیاید، آن وقت کشاورزی، طرحها دارد؛ البته طرحش باید داده بشود. مدارس باید فرهنگ اصلاً باید - منقلب بشود. فرهنگ یک تحولی پیدا بکند. دادگستری باید تحول پیدا بکند. همه اینها محتاج به تحول است، منتها ما هر کداممان آن نقطه‌ای را که توی آن هستیم توجه به آن داریم. هرکس هم از هر جا می‌آید همان مسائل منطقه خودشان را