می‌گوید؛ (1) و درست هم می‌گوید. (2) آنها هم درست می‌گویند. الآن وقتی اینجا نشستیم، از اطراف می‌آیند اینجا؛ بختیاریها می‌آیند و می‌گویند هیچ جا بدتر از محل ما نیست؛ هیچ نداریم. راست می‌گویند. از طرف بلوچستان می‌آیند و همین مطلب را می‌گویند؛ از خراسان می‌آیند همین مطلب را می‌گویند؛ شما هم می‌آیید مطلب را بگویید؛ و من صحیح می‌دانم همه را؛ اما وجه این است که هر کدام منطقه خودتان را می‌بینید و گرفتاری خودتان را. همه ملت گرفتارند. این خانه خرابها ملت را اصلاً خراب کردند. اینطور نیست که یک جا صحیح است و یک جا غیر صحیح؛ همه باطل است. لکن مهلت می‌خواهد. بعضی وقتها می‌آیند و می‌گویند به ما، که فلان جا فقر و فلاکت است و چه هست. من می‌پرسم که این فقر حالا پیدا شده یا از اول بوده؟ می‌گویند: نه از اول بوده. می‌گویم: پس حالا چه می‌گویید که یکدفعه حمله می‌کنید! خوب این فقری بوده که سابق هم داشتید؛ آن وقت صدا در نمی‌آوردید، حالا می‌گویید: «الآن بده»! الآن بده که نمی‌شود. خوب، باید درست بشود. کشاورزی درست بشود، کارخانه‌ها راه بیفتد، اقتصاد ملت درست بشود، پول نفت دستشان بیاید - حالا پول نفت هم دستشان نیامده! خوب، حالا نفتش را داده‌اند و پولشان را می‌گیرند - باید اقتصاد درست بشود، و وضع مملکت یک وضع مستقری بشود، یک وضع قانونی بشود؛ همه این مسائل ان شاء الله حل می‌شود. و من چون دیگر حالم مساعد نیست ....