جلویش را گرفتند. اینها الآن با شیطنت پیش آمده‌اند. می‌خواهند با شیطنت قشرها را از هم جدا کنند. این متفقها را، اینهایی که با هم اتفاق کردند و اینها را شکستند و از بین بردند، اینها را از هم جدا کنند. ما مکلفیم الآن به اینکه قشرها را با هم جوش بدهیم. دانشگاهی و روحانی با هم باشند. بازاری و دهقان و کارگر همه با هم باشند. اگر این وحدت کلمه از بین برود و این توجه به خدای تبارک و تعالی از بین برود، خدای نخواسته شکست است. و شکست آن شکستی است که دیگر برگشت ندارد. همه ما مکلفیم. منِ طلبه که اینجا نشسته‌ام، آقا که آقا هستند اینجا، آقا که آقا هستند، شما آقایان که آقا هستید، آن آقایان عشایر، آن آقایان ترک، عرب، فارس - هر که در ایران نفس می‌کشد الآن مسئول است. پیش خدا مسئول است. هیچ کس نباید بگوید من نمی‌توانم. به اندازه خودت می‌توانی. هر کسی به اندازه خودش. یکی بخواهد از زیر بار شانه‌اش را خالی کند و بگوید که از من کاری نمی‌آید، این خلاف مسئولیت کرده است. مسئول است. از همه آنها کار می‌آید. عشایر همه باید با هم مجتمع بشوند بایستند در مقابل اینها. اینها اگر سلطه پیدا کنند، همان طوری که سابق نقطه نظر به عشایر بود و به روحانیت. اگر اینها ثانیاً باز [قدرت پیدا] بکنند، همان مطلب است که نقطه اصلی عشایر است، که خزائن این مملکت است، و قشر روحانی و قشر دانشگاهی. اینها باید چشمهایشان را باز کنند؛ و همه با هم برادروار، بدون اختلاف کلمه، همه با هم به پیش بروند، و این نهضت را به آخر برسانند. وقتی که به آخر برسانند و حکومت عدل اسلامی پیدا شد، آن وقت مشغول بشوند به ساختن یک ایرانی با آزادی، استقلال؛ خودشان مشغول بشوند به ساختن ایران. خداوند ان شاء الله همه عشایر را حفظ کند؛ همه اهل خرم آباد - که آقا و آقایان هم از آنجا هستند و آقا- همه، همه‌شان را حفظ کند. موفق باشند. ما خدمتگزار همه آقایان هستیم. خداوند به همه‌شان سلامتی عنایت کند.