اطلاع برآن نداشت که این را چه جور باید چه بکنید، می‌فرستادند اینها را به ازای اینکه ما نفت را می‌گیریم و اینها را می‌دهیم. اینها برای خودشان بود نه برای ما. برای اینکه ما که اطلاع از اینها نداشتیم. اینها برای این بود که پایگاه اینجا درست کنند و اگر چنانچه با شوروی یکوقتی بناست دعوا کنند، اینجا پایگاه داشته باشند! هم نفت را می‌بردند، هم عوضش برای خودشان پایگاه درست می‌کردند به اسم اینکه ما می‌خواهیم عوض بدهیم که مبادا صدا درآید!
قطع دست ابرقدرتها
پس یک کار بزرگ محیرالعقول دیگر واقع شد و آن اینکه دست امریکا و دست انگلستان و شوروی و همه اینها از خزائن ما کوتاه شد. الآن نفت مال خودتان است عرض می‌کنم - چیزهای دیگر هم مال خودمان است. نفتش هم از خودمان، همه چیز از خودمان.
«هیچ نشد» را، «چه شد» را اینهایی که می‌خواهند نهضت را خاموش کنند، این مسائل را پیش می‌آورند که «حالا چه شد»! می‌روند توی کارخانجات به این کسانی که آنجا کار می‌کنند - و بیچاره‌ها اطلاع از مسائل ندارند - طرح می‌کنند این مسائل را: «خوب حالا دیگر، خوب، چه شد؟ چه شد؟». از آن طرف می‌روند در کشاورزی نمی‌گذارند کشاورزها کار خودشان را بکنند و تبلیغات می‌کنند. در صورتی که اگر اینها بگذارند، آن برنامه‌های آتیه زود انجام می‌گیرد.
مخالفت با رأی ملت
شما ملاحظه بکنید راجع به رفراندم؛ یک مسئله‌ای بود که همه ملت این را می‌خواستند، با شوق و شعف می‌خواستند. اینها برای خاطر ملت بود که می‌ریختند و صندوقها را آتش می‌زدند و با - عرض می‌کنم - اسلحه مردم را منع می‌کردند از اینکه بروند رأی بدهند؟ خودشان هم تحریم می‌کردند؟ (1) اینها هوادار ملت بودند که این کار