ما را بچاپند، در خارج منعکس کنند که ایران خودش را نمی‌تواند اداره کند، یکی باید برود اداره‌اش کند! یک کودتا بکنند و همان مسائل را با یک وضع بدتر از سابق پیش بیاورند و ما باز در سالهای طولانی دیگر - تا خدا می‌داند چه وقت - باز زیر همان چیزهایی که پیشتر بوده باشیم.
آنکه من الآن به شما آقایان عرض می‌کنم این است که ما الآن بین راه هستیم؛ ما نرسیدیم به مقصد. یک مقصد این بود که این اشخاص دزد و چپاول و چپاولگرها را دستشان را کوتاه کنیم. تا یک قدری کوتاه شد - یعنی یک قدر مهمی کوتاه شد - آنها هم مال ملت را برداشتند و خوردند و بردند و فرار کردند. اما دستشان الآن از اینجا کوتاه است و ان شاء الله از آنها هم پس گرفته می‌شود، ان شاء الله. و ما آن مقداری که تا حالا کار کردیم موانع را برداشتیم؛ موانع رشد انسانی و رشد ملی و رشد طبیعی را برداشتیم. اما الآن همه موانع برداشته نشده؛ یک مقدار از این اقشارش باقی مانده و الآن دارند مفسده می‌کنند و با هر حیله‌ای که باشد می‌خواهند یک اختلافی ایجاد کنند.
تلاش برای ایرانی آباد
و اما مهم این است که، مملکت که حالا می‌گوییم دست خودمان است، یک مملکتی باشد که خودکفا باشد، سازندگی شروع بشود تا مملکت به طوری که اقتصادش صحیح باشد، کشاورزی‌اش درست بشود، دانشگاه‌هایش درست بشود، قضاوتش درست بشود. همه اینها آشفته‌اند؛ مثل زمان طاغوتند دیگر. الآن [هنوز] متحول نشده؛ برای اینکه دولت الآن دولتِ انتقالی است، یک دولت مستقری نیست. بنابراین، آنکه الآن برای همه ما لازم است این است که تمام توجهمان - به این باشد که این نهضت محفوظ باشد. تمام توجه به این باشد که قشر دانشگاهی با قشر - عرض می‌کنم که - مدارس قدیمه اینها با هم جوش بخورند. یکی از کارهایی که اینها در سالهای طولانی کردند این بود که دانشگاهی، که یک عضو مهمی در هر کشوری است، با روحانیت که یک عضو مهمی در کشور ماست، اینها را از هم جدا کنند. این را دشمن او کنند، او را دشمن این؛ با