بشود، شوراهایی تشکیل بشود برای اینکه تصفیه بکند این را. اگر یک روزی عاجز از تصفیه شُدید، آن وقت باعث این می‌شود که آیا باید اینها باشند یا نه. آن وقت باید این صحبت را بکنید. باید بگردید دنبال اینکه اشخاص صالح پیدا کنید. یکی، یکی کمیته‌ها را تفتیش بکنید؛ دیدید که یک نفری است که مردم مثلاً به او سوء ظن دارند، این را ساواکی می‌دانند یا از عملش فهمیدید که می‌خواهد ... خلاف بکند، این را بردارید؛ کنار بگذارید ... یک نفر آدم مورد اطمینان جایش بگذارید. نه در تهران، این در همه جا باید بشود؛ این مسئله‌ای است که در همه جا باید بشود.
خلع سلاح گروهکها
باید این کمیته‌ها اصلاح بشود و باقی باشد. تا آن وقتی باقی باشد که دولت قدرت داشته باشد - و علامت قدرتِ دولت، خلع سلاح مخالفین اسلام است - تا آن وقت اینها باید باشند. آن روزی دولت می‌تواند گله کند از کمیته‌ها که خلع سلاح کرده باشند. اگر اینها [مخالفین را] خلع سلاح کردند، یک روز کمیته‌ها باقی ماندند آن وقت گله (1)) 23 (اما تا مادامی که دشمنهای ما خلع سلاح نشدند، تا مادامی که در نَفْسِ تهران - در خود تهران - یک محله را برای خودشان دولت مستقل قرار دادند و شبنامه می‌خوانند و - عرض می‌کنم - عبور و مرور را از آنجا جایز نمی‌دانند (2)، تا مادامی که اینطور است، ما پاسدارها را کنار بگذاریم راه را برای آنها باز بکنیم؟! غلط است، یا نفهمی است یا خیانت، یا ندانم کاری است یا خیانت. ما تحمل نمی‌کنیم این را. ما پاسدارها را تقویت می‌کنیم، ما کمیته‌ها را تقویت می‌کنیم، تا آن روزی که - این را من پیشتر هم گفته‌ام- تا آن روزی که دولت قدرت پیدا بکند و بتواند - عرض می‌کنم که - جریان امور را [کنترل‌] بکند. و ما علامت قوّت دولت را این می‌دانیم که خلع سلاح کند اینها را. آن روزی که