بود، پیاده کنیم. آنطوری که در زمان خود رسول الله بود پیاده بکنیم. و این محتاج به جدیت تام است در همه اقشار. الآن یک مسئولیت بزرگی به دوش همه ما هست. من که یک طلبه هستم و در قم هستم، و شما آقایانی که در مراکز حساس هستید، مسئولیت دارید. یعنی به جایی رسیده است که اگر چنانچه ما سستی بکنیم، ممکن است آن ریشه‌ها تقویت بشوند، رشد پیدا بکنند، به هم متصل بشوند، و غائله بار بیاورند. اگر نتوانند هم توفیق پیروزی پیدا بکنند، لکن غائله می‌توانند ایجاد کنند که زحمت برای مملکت ما ایجاد کنند؛ و ما اگر چنانچه سستی بکنیم، ممکن است که آنها روابطشان را با هم درست بکنند، و لااقل برای ما، برای شما، زحمت ایجاد بکنند.
محبوبیت ارتش مردمی
الآن ما باید هر کدام وظایف خودمان را انجام بدهیم. من که یک نفر طلبه هستم، وظیفه طلبگی خودم را، و شماها که در ارتش هستید وظیفه ارتشی خودتان را. من برای شما عرض بکنم، ارتشهای صدر اسلام وضعش این بود، رئیس ارتش امام جماعت بود. یعنی انتخاب که می‌شد این رئیس ارتش که برود کجا، امام جمعه هم همان انتخاب می‌شد. مالک اشتر را وقتی می‌فرستادندش کجا، همان مالک اشتر رئیس ارتش بوده، و استاندار فلان جا هم بوده و امام جماعت و امام جمعه هم بود. برای اینکه وضع ارتش در اسلام با وضع ارتش در سایر رژیمها فرق داشته است. شما ببینید الآن که ما اینجا با هم نشستیم و یک محیط محبت است، این بهتر است یا یک محیط رعب که وقتی یکی از شما وارد می‌شود ما بترسیم؟ در روح خود شما این محیطی که محیط دوستی و محبت است در روح شما آرامش بیشتر ایجاد می‌کند، یا اینکه وقتی وارد بشوید و مردم از شما فرار کنند؟ ارتش باید وقتی ارتش اسلامی شد، رئیس ارتشش جوری باشد که دیگران به او اقتدا بکنند؛ افراد ارتش طوری باشند که مردم وقتی که وارد شدند در یک جلسه‌ای، مردم از آنها استقبال بکنند؛ گل سرشان بریزند. چنانکه در این اواخر. این بهتر بود که گل بریزند سر ارتش، یا از آنها فرار کنند؟ برای خودتان، برای خودمان، برای همه.