پشتیبانی مردم و ارتش از همدیگر
این طاغوتها که محیط رعب ایجاد می‌کنند برای این است که خائن هستند، می‌ترسند از مردم. چون می‌ترسند از مردم، یک محیط رعب ایجاد می‌کنند که مبادا مردم احقاق حق بخواهند بکنند. لکن ارتش اسلامی از باب اینکه خیانت نکرده به مردم، عدالت کرده است، خدمت کرده است، برای خدمت آمده است، چون برای خدمت آمده است، خیانت هم نکرده، هیچ خوفی از مردم ندارند. مردم هم از آنها خوف ندارند. در عین حالی که مردم پشتیبان اینها هستند از آنها خوف ندارند. مثل پشتیبانی یک برادر از برادر است. اگر چنانچه ملت پشتیبان شما باشد بهتر است، یا اینکه ملت پشت بکند به شما، و شما تنها بمانید و بخواهید هی با تانک و توپ و سرنیزه و خونریزی کار انجام بدهید؟ اگر این آدم که ... سی و چند سال حکومت کرد بر اینجا، اگر ... یک دستی به سوی ملت دراز کرده بود قبل از اینکه وقت گذشته باشد - این آخر دستش را دراز کرد، لکن این دست غلط بود - اگر این نصیحت روحانیون را پذیرفته بود و توجه به ملت کرده بود و خدمت کرده بود به ملت، سقوط می‌کرد؟ ملت پشتیبانش بود؛ سقوط نمی‌کرد. همین ملتی که با فریاد «مرگ بر شاه» قیام کردند اگر آن وقت یک فرض کنید که جبهه‌ای برخلاف او می‌شد، همان وقت مردم با «زنده باد شاه» می‌آمدند جلو. من این معنا را به او تذکر دادم. (1) من یادم هست که وقتی که متفقین از اطراف ریختند به ایران و ایران را قبضه کردند، و مردم برای همه چیزشان می‌ترسیدند؛ لکن وقتی که اطلاع رسید که رضاخان را فرستادند و فرار کرد، مردم شادی می‌کردند. من به این آدم پیغام دادم کاری نکن که وقتی تو بروی مردم شادی بکنند نشنید؛ و وقتی که رفت دیدید که مردم چه کردند؛ چقدر شادی کردند.
سیره پیامبر اسلام
آقا کاری باید بکنید که محبت مردم را جلب کنید. این، هم رضای خدا در آن هست،